آغازگر نهضت بيداري اسلامي

به تعبير عالم شهيد شيخ مرتضي مطهري؛ سلسله جنبان نهضتهاي ۱۰۰ سالهِ اخير در كشورهاي اسلامي و آغازگر بيداري مسلمانان را بايد سيّدجمال الدين اسدآبادي دانست كه در روزي چون امروز؛ ۱۹ اسفندماه ۱۲۷۵ به شهادت رسيد.

سيدجمال الدّين؛ عالمي ايراني بود كه حدود ۱۸۰ سال قبل در يكي از روستاهاي همدان چشم به جهان گشود و پس از كسب مقدّمات علوم ديني در ايران به حوزه نجف اشرف عزيمت كرد و بواسطه هوش سرشار و پيشرفت زياد در كسب علم مورد توجّه مرجع تقليد زمان، شيخ مرتضي انصاري رحمت ا…عليه قرار گرفت و بنمايندگي از سوي ايشان به كشور هندوستان كه داراي بيشترين جمعيت مسلمان و تحت استعمار انگليس بود، اعزام شد.

سيّد به محض ورود به هندوستان با هوشياري دريافت كه دولت استعمارگر انگليس براي حفظ سلطهِ خود بر اين كشور و غارت سرمايه هاي آن، دو سياست را در پيش گرفته است؛ اوّل: تفرقه افكني بين مسلمانان با ايجاد فرقه هاي نوظهور. دوّم: دادن مقامات بالا به هندوها و ايجاد دشمني بين آنها و مسلمانان. او با احساس عميق خطري كه از ناحيه انگليس، هندوستان و جهان اسلام را تهديد مي كند، خنثي كردن توطئه هاي اين دولت استعماري را، وظيفه اصلي خود قرار داد، امّا دولت انگليس حضور او را در هندوستان تحمّل نكرد، لذا براي پيگيري اهداف خود مجبور شد خاك آن كشور را ترك كرده و به مصر برود، جائي كه توانست نهضت فكري بر ضدّاستعمار انگليس به وجود آورد، كه پس از اخراج وي، ايـن حـركـت فـكـري تـوسـط شـاگـردانـش همچون شيخ محمد عبده در مصر دنبال شد و در سالهاي بعد زمينه ساز قيام مردم اين كشور عليه استعمار انگلستان گرديد.

سيّد جمال الدّين  كه گمان كرده بود، با جلب كمك شاهان كشورهاي اسلامي خواهد توانست عدالت اجتماعي و اتحاد مسلمانان را عملي كرده و استعمار غربي را از كشورهاي اسلامي دفع كند، به دعوت ناصرالدين شاه و سلطان عبدالحميد، پادشاهان ايران و عثماني، مدّتي در اين دو كشور بسربرد امّا به زودي متوجّه شد كه اين پادشاهان جز به منافع خود نمي انديشند و حاضر به دادن كوچكترين امتياز و آزادي به مردم و مقابله با استعمارگران خارجي نيستند ؛ همچنانكه در آخرين نامه خود، به يكي از دوستانش مي نويسد :‌

….<‌به آرزوئي كه داشتم كـامـلا نـايـل نـگـرديـدم …. اي كـاش مـن تمام تخم افكار خود را در مزرعه مستعد افكار ملّت كاشته بودم . چه خوش بود تخمهاي بارور و مفيد خود را در زمين شوره زار سلطنت فاسد نمي نمودم . آنچه در آن مزرعه]مردم[ كاشتم، به نمو رسيد. هرچه در اين زمين كوير]پادشاهان[ غرس نمودم فاسد گرديد

در اين مدت هيچ يك از تكاليف خير خواهانه من، به گوش سلاطين مشرق فرو نرفت.> از آن پس سيد جمال الدين، به مخالفت با پادشاهان مستبد و جذب مردم براي مبارزه روي آورد ليكن بزودي به دست عبدالحميد سلطان عثماني به شهادت رسد.  ‌

موسوي زاده