اگر شنيديد جايزه برده ايد ذوق زده نشويد زيرا…

زنگ گوشي همراهتان به صدا در مي آيد. جواب مي دهيد:  ‌

بفرمائيد

آقاي … (نام خانوادگي شما را به درستي مي گويد)

بله خودم هستم.

فلاني هستم از روابط عمومي صداو سيما. ما در برنامه موج مثبت راديو جوان قرعه كشي داشتيم براي مشتركين خوش حساب همراه اول كه به موقع قبوض را پرداخت مي كنند و شما برنده پنجاه ميليون ريال بعنوان كمك هزينه به سفر عتبات عاليات شده ايد، ما الان پشت صحنه هستيم و مي خواهيم شما را به پخش زنده كه آقاي جهرمي وزير ارتباطات و آقاي قاليباف و تعدادي از مسئولين حضور دارند وصل كنيم، آمادگي داريد؟

بله

بعد موزيك انتظار پخش مي شود و پس از برقراري ارتباط، مجري تبريك مي گويد و از شما مي خواهد كه خودتان را معرفي كنيد كه معرفي مي كنيد. بعد مي پرسد نظرتان در باره شركت همراه اول چيست كه مي گوئيد. بعد سوال مي كند كه از كدام خدمات شركت استفاده مي كنيد كه جواب مي دهيد. مجري بعد مي پرسد دكتر جهرمي صداي شما را مي شنود، پيامي نداريد؟

مي گوئيد نه يا پيامي مي دهيد. مجري مي گويد قطع نكنيد تا دوستان ما شما را براي دريافت جايزه راهنمايي كنند. بعد اعلام مي شود كه: به دو صورت مي توانيد جايزه خود را دريافت كنيد. يا با استفاده از تورهاي نوروزي سفر به عتبات، يا به صورت نقدي. جواب مي دهيد نقدي را ترجيح مي دهم. سوال مي شود: در كدام بانك حساب داريد؟ مي گوئيد دو بانك. مي گويد: ما در دو بانك هر كدام مبلغ بيست و پنج ميليون ريال واريز مي كنيم. هيچ مشخصاتي نيازي نيست كه مبادا سوءاستفاده بشود، منتهي تا ۷۲ ساعت نبايد برداشت كنيد و در اين مدت كپي شناسنامه، سند سيم كارت را براي ما بفرستيد، اما براي اينكه معلوم شود  به حساب هاي شما پول واريز شده، چقدر با اولين خود پرداز فاصله داريد؟ مي گوئيد نيم ساعت. جواب مي دهد گوشي دستمان است تا برسيد. اينجاست كه اگر آدم هوشياري باشيد شك مي كنيد و گوشي را قطع مي كنيد. بعد از چند دقيقه زنگ گوشي مجددا به صدا در مي آيد و صاحب همان صدا مي پرسد چرا قطع كرديد؟ مي گوييد: منصرف شدم، جايزه براي خودتان. طرف كه متوجه مي شود شما فريب نخورده ايد، از كوره در مي رود و خود را لو مي دهد و چند فحش نثارتان مي كند و طلبكار مي شود كه چرا اين همه وقت ما را گرفتي!

آنچه خوانديد يك ماجراي واقعي است كه همين روز جمعه براي يكي از مخاطبان اين ستون پيش آمده و عينا آن را با راوي در ميان گذاشت تا اطلاع رساني شود و مردم فريب اين شيادان را نخورند.

البته به صورت هاي ديگري هم اين فريبكاري معمول است و آن اينكه مثلا تماس مي گيرند و مي گويند از فروشگاه خريد كرديد و برنده كالا شده ايد و مي خواهيد به پست مراجعه كنيد يا كالا را دم خانه بفرستيم كه شما ترجيح مي دهيد به پست مراجعه كنيد. دو روز بعد تماس مي گيرند و مي گويند به فلان پست مراجعه كنيد، وقتي رفتيد به شما مي گويند چهل هزار تومان هزينه ارسال پست مي شود. پول را كه داديد و بعد بسته را  باز كرديد تازه متوجه مي شويد كه چه كلاه گشادي سرتان رفته و يك قطعه فلز زرد رنگ بي ارزش كه فقط وزني داشته باشد در بسته قرار داده شده است. جالب است كه مردم بعد از اينكه قضيه را فهميده اند به پست مراجعه كرده و جريان كلاهبرداري را تعريف كرده اند اما حالا چرا پست پيگير موضوع نمي شود، بايد خودشان پاسخگو باشند.

مخلص كلام اينكه قدم به قدم تله گذاري شده تا جيب مردم يا بهتر بگوييم كارت هاي مردم را خالي كنند و بايد هوشيار باشيد و خانواده خصوصا افراد مسن را توصيه كنيد كه مواظب حقه هاي شيادان باشند.

 

فقدان پدر چشم پزشكي ايران  و دردانه چشم پزشكي جهان

 

پروفسور علي اصغر خدا دوست كه به درستي او را پدر چشم پزشكي ايران مي خوانند پس از سپري كردن يك عمر با عزت و ارائه خدمات ارزشمند ماندگار، دارفاني را وداع گفت.

آن زنده ياد كه اولين پيوند موفقيت آميز قرينه در ايران را سال ۱۳۴۶ انجام داد در شيراز بيمارستان فوق تخصصي چشم پزشكي را بنا كرد و بنيان گذار موسسه اربيس(بيمارستان سيار چشم پزشكي كه در اكثر كشورهاي محروم از جمله افريقا فعاليت دارد) مي باشد و در بزرگترين آكادمي هاي چشم پزشكي، پژوهشي و شوراي پيوند و غيره عضويت داشت و در بسياري از كشورها از سوي شخصيت هاي برجسته در چشم پزشكي بعنوان بهترين جراح پيوند در دنيا معرفي شده است.

زنده ياد دكتر خدادوست از مفاخر ايران و دنياي چشم پزشكي است و ايرانيان به داشتن چنين استاد مسلم و خدمتگزار كه جهاني را مبهوت دانش خود كرده مي بالند.

روحش شاد و يادش گرامي

دولت ما هم مي تواند چندهزار جلد كتاب اهدا كند

اگر شهروندان نروژ كتابي بنويسند، براي حمايت از او، در مرحله اول ۱۰۰۰ جلدش را دولت خريداري و به كتابخانه هاي عمومي اهدا مي كند.

دولت ما هم اگر بخواهد بجاي هزار جلد مي تواند چند هزار جلد كتاب بخرد و اهدا كند، مگر چقدر مي شود؟