آبزي پروران نگران نباشند، براي بقيه هم كسي پاسخگو نيست!

رئيس اتحاديه آبزي پروران خوزستان گفته كسي پاسخگوي آبزي پروران نيست.

ضمن همدردي با آبزي پروران كه با صدور يك بخشنامه دستور داده شده نانشان آجر شود چون اجازه ندارند حوضچه هاي پرورش ماهي را آبگيري كنند، از ايشان سوال مي شود كه بفرمايند مگر كسي پاسخگوي سايرين هست؟ بطور مثال يكي از شهروندان كه بعد از چندسال ترديد بالاخره راضي شده داراي فرزند شود روز گذشته به راوي گفت: قيمت پوشك بچه چند برابر دفعات قبل كه خريدم افزايش پيدا كرده، آن هم با زحمت پيدا مي شود. او گله كرده كه كسي پاسخگوي خانواده هايي كه فرزند كوچك دارند، نيست.

يك كارگر گروه ملي هم براي به قول خودش هزارمين بار شكايت دارد كه كسي پاسخگوي خانواده هاي مظلوم كارگران اين شركت نيست.

پدري كه در تدارك تهيه جهيزيه دخترش بوده و ناگهان با افزايش چند برابري قيمت كالا مواجه شده مي گويد: كسي پاسخگوي خانواده هايي كه مي خواهند دخترشان را به خانه بخت بفرستند هم نيست.

يك كارگر ساختماني گفته: با توجه به اينكه كار ما دائمي نيست و ساخت و ساز هم كم شده، قادر به تامين مخارج زندگي نيستيم و كسي به فكر ما كارگران كه حقوق و مزاياي ثابتي نداريم، نيست.

يك نيروي پايگاه بهداشتي شكايت دارد كه پيمانكار حقوق ما را هر چند ماه يك بار پرداخت مي كند و قبل از پرداخت هم از ما امضا مي گيرد كه هيچگونه طلبي نداريم و هر كس امضا نكند اخراج مي شود. او مي گويد كسي پاسخگوي ما كه استثمار پيمانكاران هستيم نيست.

بعضي فرمانداران هم مدعي هستند اگر مي خواهيم به كار خود ادامه دهيم و در جايگاهمان باقي بمانيم بايد گوش به فرمان نمايندگان باشيم و كسي پاسخگوي ما فرمانداران نيست.

يك معلول جسمي هم شاكي است كه چند متر پياده نمي توانيم از خيابانها عبور كنيم چون آنقدر سد معبر و بالا پايين وجود دارد كه تردد پياده، امكان پذير نيست و كسي پاسخگوي ما معلولين نيست.

خلاصه مطلب اينكه آبزي پروران عزيز فكر نكنند فقط كسي پاسخگوي آن ها نيست و اين رشته سر دراز دارد و اگر قرار  پاسخگويي نباشد، تنها آنها نيستند كه از اين بابت رنج مي برند و اين موضوع حالا ديگر عموميت پيدا كرده تا آنجا كه حتي روابط عمومي دستگاه ها كه قانونا وظيفه پاسخگويي به انتقادها و شكايات مردم را دارند، ككشان نمي گزد و ملاحظه مي فرمائيد كه اثري از پاسخگويي آن ها در رسانه ها نيست، حتي شهرداريها كه ركورد دار شكايات هستند.

 

عذر بدتر از گناه مديرعامل هواپيمايي!

 

مديرعامل ايران‌اير با پيش‌بيني قطع سوخت‌رساني به پروازهاي خارجي ايرلاين‌هاي داخلي به دليل تحريم وضع حمل‌ونقل هوايي افغانستان را بهتر از ايران توصيف كرده و گفته:‌براي تامين سوخت بايد با چمدان پول بفرستيم.

فرزانه شرفبافي مدعي شده: وضع عراق و افغانستان و كشورهاي همسايه در صنعت هوايي از ايران بهتر است چون ما در تحريم هستيم و براي تامين دو قطعه تجهيزات هواپيما دچار مشكل مي شويم.

وي با بيان اين‌كه به زودي تحويل سوخت در پروازهاي خارجي ما هم قطع مي شود و بايد چمدان چمدان پول بفرستيم تا سوخت را تامين كنيم، گفته: پس از اربعين سال گذشته ۲۵ جلسه درباره تاخيرهاي پرواز گذاشتيم اما اين درست نيست كه خلبان را به علت تاخير دستبند بزنند.

مديرعامل ايران اير با بيان اين‌كه مردم بايد صبور باشند، توجيه كرده كه: ديروز از فرودگاه تركيه آمده ام و پرواز در بروكسل تاخير داشت و كسي اعتراض نكرد.

البته وي توضيح نداده كه تاخير چند دقيقه بوده يا مثل ما چند ساعت و آيا در آنجا هر روز تاخير دارند يا تصادفا يك روز تاخير داشته اند.

 

امانت دار نبودن شورا، خوراك فضاي مجازي شده است

 

براي چندمين بار موضوع كنار رفتن شهردار اهواز   در فضاي مجازي خبر ساز شد. راوي پس از تحقيق در اين مورد كاشف به عمل آورد كه آقاي كتانباف در جلسه غير علني و خصوصي شوراي شهر از شورا خواسته با توجه به وضعيت سلامتي او كه امكان ادامه فعاليت گسترده را نمي دهد، به فكر باشند تا چنانچه تصميم به رفتن گرفت، شهرداري بدون متولي نماند. قرار نبوده كه اين موضوع رسانه اي شود، اما باز هم از بين اعضا درز پيدا كرده و اين حرف به فضاي مجازي كشيده شده و روز گذشته خبر ساز شد.

واقعا جاي تاسف دارد كه اعضاي شورايي كه بايد امانتدار مردم و دستگاه شهرداري باشند، حتي نمي توانند از نفوذ مذاكرات خصوصي شورا به خارج جلوگيري كنند و جلوي زبان خود را بگيرند. البته پر واضح است كه ممكن است چنين اقدامي، كار يكي از  اعضا باشد اما به هر حال به زيان كل شورا تمام مي شود.

راستي چرا يك عضو شورا به جاي اينكه، انديشه ارتقاء شورا و شهرداري و شهر را داشته باشد، دنبال حاشيه سازي براي شهردار منتخب خود است. بديهي است در چنين شرايط و اوضاع و احوالي، كتانباف آرزو مي كند، اي كاش همانند دوره اول شهرداري خود، اهواز شورا نداشت چرا كه در غياب شورا او شهردار توانمند و كار آمدي بود و اگر در حال حاضر مشاهده مي شود او كتانباف سابق نيست، مسلما مشكل را بايد در شورايي دانست كه به جاي همدل بودن و اعمال يك روش واحد و منطقي، هر كدام ساز خود را كوك مي كنند و شهردار يا بايد خود را با آن ها هماهنگ كند يا ترجيح بدهد برود.

حالا تا كي بايد اهواز و اهوازي ها از چنين فضاي مسمومي رنج ببرند و شهر در جا بزند، خدا مي داند. شايد هم اين وضع، درسي باشد براي كساني كه فكر مي كنند با ورود به شورا مي توانند چهره شهر را تغيير بدهند اما اكنون با مشاهده وضعيت، از انجام اين كار پشيمان مي شوند چرا كه ثابت شد يك يا دو دست در شورا صدا ندارد و شرط توفيق در كار همصدايي تمام اعضاست.