رسانه ملي عاملي براي افسردگي در جامعه شده است

رئيس انجمن آسيب شناسي گفته است:< ايران جزء ده كشور نخست به لحاظ ميزان افسردگي است و از كشورهاي سطح اول در اين مورد محسوب مي شود و اين در حالي است كه يكي از عوامل بروز خشم، افسردگي است. وي معتقد است رسانه ملي به عنوان بخشي از ابزارحاكميت لازم است با ايجاد تحول در توليد و پخش فيلم ها و سريال هاي خود و ارائه آموزش هاي اجتماعي و مهارتي، روح نشاط و سر زندگي را به مردم هديه دهد.>

با بررسي چنين نظريه كارشناسي و حتي تحليل غيركارشناسانه سياست و روش رسانه ملي، در مي يابيم كه اين رسانه، نه تنها جز يك برنامه كه آن هم نتوانست به درستي ادامه پيدا كند و تبديل به يك قلك براي معرفي چهره هاي ناشناس و خسته كننده و تقليد از برنامه هاي كودكانه شد، حرفي براي گفتن و ايجاد نشاط بين مردم ندارد، بلكه به عكس با تهيه و پخش سريال هاي غم انگيز و واقعا بي محتوا، به افسردگي و آموزش هاي نابه جا و گمراه كننده خصوصا بين خانواده ها دامن مي زند.

 ‌نمونه چنين سياست غيرمسئولانه رسانه ملي، سريال هاي امسال ماه مبارك رمضان است كه يكي از ديگري بدترند و حتي بينندگان معمولي هم دل خوشي از آنها ندارند و با اكراه به تماشاي آنها مي نشينند. سريال هايي كه به دليل غمناك بودن آنها، حتي شب هاي قدر و سوگواري قطع نشدند و مجموعه هاي جداگانه مناسبتي پخش نكردند. حالا اي كاش فقط غم انگيز بودند، چقدر آبكي و گمراه كننده اند في المثل در بهترين مجموعه از نظر خودشان (رهايم نكن) هيچ كدام از اعضاي خانواده سنجيده و عاقلانه عمل نمي كنند و كارهاي آن ها بد آموزي دارد.

از جمله كدام دختر امروزي به يك ناشناس اطمينان مي كند كه با ساك پر از دلار تنها به ساختماني مراجعه كند و كمترين نگراني از اينكه دسيسه اي در كار باشد، به دلش راه ندهد!

بعد هم راه هايي مثل خوردن قرص براي خودكشي و فرار از پنجره اي كه پرت شدنش مثل روز روشن است و عاملش مادري كه دختر را در اتاقش زنداني مي كند. عقل كل خانواده هم زني به ظاهر با تجربه بود كه در بدترين شرايط، همسرش را ترك مي كند تا به قول خودش با خودش خلوت كند. همان كاري كه قبلا همسرش كرده بود و همان كاري كه نامزد جوان قصه با دختر مورد علاقه اش انجام داد و بقيه قصه هم كه فرمول هميشگي سريال ها، يعني تصادف و بيمارستان و مرگ و مير و پوشيدن لباس سياه كه نتيجه آن پاشيدن بذر نا اميدي در جامعه و خانواده است و حاصلي جز افسردگي مردم ندارد.

واقعا هيأتي كه مجموعه هاي تلويزيون را بررسي و آنها را انتخاب مي كند، چه فكر مي كند و چه اهدافي را از تهيه و نمايش چنين سريال هايي دارد؟ آيا استفاده از نويسندگاني كه قلم شيوا و آموزنده دارند آنقدر گران تمام مي شود كه رسانه ملي به چنين نوشته هايي روي آورده است؟ تعجب از تهيه كننده و كارگردان است كه از بازيگران مطرحي استفاده مي كنند اما سوژه چنان آبكي است كه آن ها هم ضايع مي شوند.

در سريال ديگر كه بيشتر به درد برنامه خردسالان مي خورد، مدير پرورشگاه را يك انسان سنگدل معرفي مي كند كه بچه ها را بعنوان تنبيه در انباري زنداني مي كند و حكومت استبدادي بر فضاي پرورشگاه حاكم كرده و آنجا هم اشك بينندگان احساسي را در مي آورد.  ‌

خلاصه اينكه امسال در ماه رمضان رسانه ملي بلايي سر مردم آورد كه باز هم بگوئيم سال به سال، دريغ از پارسال و با مجموعه هاي به درد نخور، به جاي شادي بعد از افطار، غم و غصه و افسردگي را چاشني سفره هاي افطاري كرد.

 

تبريك به گيلاني ها به خاطر انتصاب اولين مديركل ورزشي زن استاني

 

در خبرها بود كه براي اولين بار در كشور يك خانم به عنوان مدير كل ورزش منصوب شده است. به موجب اين  حكم خانم مريم بخشي مدير كل ورزش و جوانان استان گيلان  شد. وي به مدت ۱۵ سال سمت هاي مديريتي در سطح هيئت شهرستان و معاونت اداره كل ورزش و جوانان گيلان را عهده دار بوده است.

به مردم گيلان به خصوص اهالي ورزش آن جا تبريك مي گوئيم كه چنين رخ داد انقلابي در استانشان اتفاق افتاده است. اين اقدام نشان دهنده آن است كه در استان گيلان پيشرفت استان بيش از منافع شخصي نمايندگان و دخالت در عزل و نصب ها مد نظر مديران ارشد و تاثيرگذاران در انتصابات استاني است و چنين انتصابي ثابت مي كند تنگ نظري بين مسئولان و نمايندگان استان وجود ندارد.

به اميد روزي كه در تمام استانها و ازجمله خوزستان چنين ديدگاهي مرسوم شود.

 

به ميمنت عيد فطر كارگران گروه ملي را تعيين تكليف كنيد يا عيدي بدهيد

 

گويا تجمع كارگران گروه ملي در مقابل حساس ترين دستگاه استان كه به اداره مادر معروف است (استانداري) براي آقايان و بلكه براي تمام مراجع و دستگاه هاي مختلف امري عادي شده چون اين بندگان خدا همچنان سرگردان و بلاتكليف مانده اند. به گواه صفحات روزنامه ها و سايت هاي خبري، تمام مديران و مقامات و مراجع استان تاكنون در خصوص رفع مشكل كارگران سخنراني و تاكيدهايي داشته اند اما دريغ از اثرگذاري و اقدامي عاجل در اين مورد. معلوم نيست چرا مسئولان و كساني كه در هدايت استان نقش دارند، در اين مورد احساس مسئوليت نمي كنند و هر بار كه تجمعي مي شود قول پيگيري (و نه رفع مشكل) مي دهند كه آخرين آن همين ديروز بود كه مسلما آخرين بار نخواهد بود.

اگر آقايان قانون و مقررات را براي حل اين معضل كافي نمي دانند بيايند در آستانه عيد فطر، به شكرانه سپري كردن اين ماه عزيز، خانواده هاي اين كارگران را با پرداخت بخشي از مطالباتشان و يا تعيين تكليف وضعيتشان، براي خود ثوابي بخرند و بي تفاوتي ها را كنار بگذارند.

 

انتصابات جديد در اداره كل ميراث فرهنگي خوزستان

صنايع دستي و گردشگري خوزستان معاونان جديد اين اداره ‌كل منصوب شدند.  ‌

در احكامي جداگانه از سوي مدير كل ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري خوزستان معاونان جديد اين اداره كل منصوب شدند.

به موجب اين احكام: محمدحسين ارسطوزاده به عنوان سرپرست معاونت ميراث فرهنگي خوزستان معرفي و از زحمات مرجان شوشتري معاون سابق ميراث فرهنگي اين اداره قدرداني شد.  ‌

ارسطوزاده با حفظ سمت مدير پايگاه ميراث جهاني شوش نيز هست.  ‌

همچنين پيمان نبهاني به عنوان سرپرست معاونت گردشگري اداره‌كل ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري خوزستان معرفي و از زحمات محمدعلي خليلي معاون سابق گردشگري اين اداره كل تقدير شد.  ‌

نبهاني پيش از اين مسئوليت امور قراردادهاي اداره‌كل ميراث فرهنگي خوزستان را در اختيار داشت.  ‌

مديركل ميراث فرهنگي خوزستان همچنين در احكامي شكرا… قاسمي و سيدحكمت موسوي را به ترتيب به عنوان سرپرست معاونت صنايع دستي و سرپرست معاونت توسعه مديريت اداره‌كل ميراث فرهنگي خوزستان منصوب و از زحمات پرويز طلائيان‌پور و امرعباس كاوياني‌نيا قدرداني كرد.