مدیریت جهادی، اوّل نیاز کشور

بلافاصله پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، تعدادی از جوانان دانشجو و غیردانشجوی با اخلاص، بصورت خودجوش، انتقال عملی پیام عدالتخواهی و محرومیت زدائی انقلاب را به مناطق محروم کشور به عهده گرفته و زمینۀ تشکیل نهادی را بوجود آوردند که تنها چهار ماه پس از پیروزی انقلاب، در تاریخ ۲۷ خرداد ۱۳۵۸، فرمان تأسیس آن به نام جهادسازندگی توسط امام راحل رحمت ا…علیه صادر شد، و با پایمردی گروهی از ایثارگران و مؤمنین به اسلام و انقلاب اسلامی، مستضعفان و محرومین جامعه، كه عمدتاً در روستاها متمركز بودند، توانستند از بركات انقلاب برخوردار شوند و پیام روشن انقلاب اسلامی در دفاع از محرومین و رفع مظلومیت از روستائیان را دریافت کنند. تلاشهای مستمر و بی‌وقفه جهادگران در صحنه‌های سازندگی، بهره‌گیری از عناصر فعّال و مخلص، تکیه بر توانائیهای مردم در حل مشکلات و از همه مهمتر حضور در همه عرصه‌های سازندگی و توسعه، در مدت بسیار کمی این نهاد را به مجموعه‌ای کارساز، کارآمد و پرتوان تبدیل کرد و با آغاز جنگ تحمیلی نیز، جهادگران با به عهده گرفتن بخش عمده ای از تداركات و پشتیبانی‌های فنی جنگ، در دفاع از کشور و دفع متجاوز نقشی ارزنده ایفا کردند.
جهادگران در حقیقت نوعی مدیریت موفق و منحصربه‌فرد بومی را اختراع و تجربه كردند كه هرجا بكار گرفته شد ثمربخش و سازنده بود و روستائیان و عشایر محروم، كه از بركات حضور جهادگران برخوردار شده اند، شاهدی صادق بر تلاشها و ازخودگذشتگی‌های جوانان پرشور و مسلمانی هستند كه پس از پیروزی انقلاب، از رفاه و تسهیلات و مزایای شهری دست كشیدند و با كوله باری از عشق و ایثار و اخلاص، برای معرفی چهره عدالت‌خواه اسلام، در دل محرومترین روستاها، به لشكریان جهل و فقر و محرومیت و عقب ماندگی هجوم بردند و توانستند با كمترین امكانات و هزینه، دستاوردهای بزرگی به نام جمهوری اسلامی ایران ثبت كنند.
سالها پس از پیروزی انقلاب و در حالیکه الگوی موفق حهادسازندگی و مدیریت جهادی توانست در بسیاری از کشورها نیز کارآئی خود را در رفع محرومیت ها به اثبات رساند، با توطئۀ دولتمردان غرب باور و واداده، مدیریت جهادی منزوی و جهاد سازندگی در قالب میرای تشکیلات اداری به مسلخ کشیده شد و تجربه تلخ و ناموفق بکارگیری نسخه های رنگ و وارنگ توسعه غربی، وقت و سرمایه کشور را بباد فنا داد، امّا اینک بنظر می رسد که بار دیگر مدیریت جهادی به عنوان تنها راه حل شکست بن بست پیشرفت کشور، مورد توجّه قرار گرفته باشد و تنها مانع احیای این شیوۀ موفّق مدیریت، مقامات و مدیرانی هستند که بعضاً خود از پایه گذاران جهادسازندگی و دیگر نهادهای انقلابی بوده اند لیکن با گرفتار شدن در لجنزار زندگی اشرافی و چسبیدن کنه وار به میز و مقام، حاکمیت چنین شیوۀ مدیریتی را در تضاد با منافع و مقام خود می بینند و لذا با وجود دفاع لفظی، احیاء این نوع مدیریت انقلابی و بومی را برنمی تابند. 

 

موسوی زاده