اين همه گداي خارجي از كجا مي آيند؟

جمع آوري مزاحمين پشت چراغ هاي راهنمايي وظيفه شهرداري است

 

گويا در اين شهر علاوه بر  بلايا و بحران هايي كه هر روز به نحوي مشكل ساز مي شود، مردم محكومند از موارد ايذايي ديگري هم رنج ببرند و درگير آنها باشند. از جمله اينكه اگر ناچار براي انجام امور روزمره با خودرو در شهر تردد مي كنند، پشت هر چراغ راهنما كه توقف مي كنند، با كساني مواجه مي شوند كه نمي دانند براي رهايي از آن ها به چه وسيله اي بايد متوسل شوند. گاهي اين افراد، نوجواناني هستند كه يك مايع شيشه شور و وسيله پاك كننده در دست دارند و اصرار به پاك كردن شيشه جلوي خودرو دارند و اگر شيشه تميز باشد يا راننده پول در جيب ندارد و نخواست كه اين پسر بچه دست به شيشه بزند با واكنش او رو به رو مي شود.

و اما از اين بدتر زنان جواني هستند كه اكثرا ظاهرشان نشان مي دهد افغاني يا پاكستاني و هندي بوده و هر كدام يك بچه هم در بغل دارند و براي دريافت كمك سماجت مي كنند. بسياري از شهروندان در تماس با راوي خواسته اند اين موارد پيگيري و با مسئولان در ميان گذاشته شود تا چاره جويي كنند. راوي در اين مورد با آقاي سيلاوي مديركل اتباع خارجي استان گفتگو كرد و از وي خواست تا چگونگي ماجرا را بيان كند.

وي اكثر اين زنان را كولي هايي معرفي كرد كه از راه تكدي گري امرار معاش مي كنند اما عنوان كرد كه زنان پاكستاني هم بين آنها هستند كه با اطلاع از حضور آنها، نيروهاي اداره كل اتباع بيگانه در محل حاضر و دستگيرشان كرده و به اردوگاه منتقل مي كنند، بعد از طي مراحل مربوطه به كشورشان برگردانده مي شوندبطوري كه در سه ماهه اول امسال ۲۱۱ نفر از آن ها دستگير شده اند  و همين چهارشنبه هفته گذشته ۴۲ نفر دستگير شدند كه تحويل مرزباني كشورشان خواهند شد. سيلاوي در پاسخ به اين سوال كه اين افراد از كجاو چگونه وارد ايران مي شوند، گفت: اكثرا از مرز شرقي و از سمت زاهدان وارد كشور مي شوند و لازم است اين مرز كنترل بيشتري شود. عجيب اينكه بعضي از اين افراد معلول هستند حتي در ميان آن ها افرادي وجود دارد كه دو دست و دو پا ندارند و معلوم نيست چطور از مرز عبور كرده اند و وارد كشور مي شوند.  ‌

سيلاوي اين را هم گفت كه براي جمع آوري متكديان خارجي، شهرداري و نيروي انتظامي بسيج شده اند و پس از دستگيري به اردوگاه ملاثاني منتقل مي شوند.

و اما در خصوص متكديان يا مزاحمين ايراني جمع آوري آنها طبق مصوبه شوراي عالي اداري كشور (مصوبه سال ۱۳۸۵) وظيفه شهرداري است و به اين منظور اردوگاههايي راه اندازي شده اند تا در آنجا تفكيك و به ترتيب بي بضاعت ها به كميته امداد معلول ها به واحد بهزيستي و خارجي ها به اردوگاه مراقبتي منتقل شوند.

به هر حال انتظار مي رود موضوع وجود متكديان يا كودكان كار كه گاهي با رديابي معلوم مي شود قرباني باندها و سوداگران هستند بررسي، آسيب شناسي و براي حل مشكل، كار كارشناسي شود.

جالب است در حاشيه اين مطلب بدانيد كه در كشور هند تكدي گري را بعنوان يك شغل مي شناسند و آمدن گداهاي هندي به كشورمان مي تواند جزء صادرات آن كشور تلقي شود!

 

چه مي شد اگر ما هم مثل ديگر كلانشهرها از ظرفيت هاي شهرمان استفاده مي كرديم؟

 

نكته اي كه در سفر به كلانشهر شيراز جلب توجه مي كند، اين است كه از تمام ظرفيت ها در اين شهر به نحو مطلوب بهره برداري شده است. مثلا هر جاي شهر كه مرتفع است تبديل به تفريحگاه يا سالن غذا خوري و يا به شكل ديگري در آن سرمايه گذاري شده است مثل اطراف دروازه قرآن كه كوه را تراشيده و در آنجا يك سالن غذاخوري ايجاده شده كه كمتر مسافري كه به قصد گردش به آن شهرستان مي رود، به اينجا نرفته و هزينه نكند، چرا كه از منظرگاه قشنگي برخوردار است و از آن بلندي به خصوص شب شهر چشم انداز زيبايي دارد. حتي پياده روها و حاشيه اين محل هم مكاني براي نشستن شهروندان و مهمانان آنها در شب است و كف آن طوري ساماندهي شده كه از نظر نور و مسطح بودن، مردم براي نشستن مشكلي ندارند و حتي چراغهاي رنگي سطح زمين نصب شده كه هم به محل زيبايي داده و هم در روشنايي نقش دارد.

احداث چنين مكان هايي علاوه بر اينكه شهر را زيباتر و ايجاد درآمد زايي مي كند، موجب مي شود كه موقعيت اطراف آن هم از نظر قيمت و آباداني بالا برود و جزء نقاط معروف و مناسب براي سرمايه گذاري شود. يا مثلا از نقطه ديگري كه به تپه تلويزيون معروف است، نهايت استفاده برده شده است. عجيب است كه مسئولان شهري استان هنگام سفر به كلانشهرها چنين وضعيت و موقعيت هايي را مورد بررسي قرار نمي دهند و فكرشان نمي رسد كه در شهرهاي استان هم از اين ظرفيت ها بهره ببرند. شايد اگر ما هم مسئولان خوش فكري داشتيم، امروز مثلا منبع آب تبديل به يك محل تفريح و داراي جاذبه توريستي و گردشگري شده بود.

يا اگر سواحل اهواز و شوشتر و ديگر شهرهايي كه رودخانه دارند در جايي ديگري بودند، امروز اين محل ها منابع خوبي براي گردشگري و كسب درآمد و اشتغالزايي به شمار مي رفتند، در حالي كه در شهر ما حتي وقتي يك آبشار مصنوعي در جاده گلستان به همت شهرداران قبلي ساخته شده، استفاده اي از آن نمي شود.

به كي بگوييم؟!