ثابت شد كه هنوز هم مي شود براي مردم كار انقلابي و جهادي انجام داد

اين روزها تلاش همه جانبه و سخت كوشانه از سوي متوليان رفع مشكل آب شهرهاي آبادان و خرمشهر در حال اجرا است كه نمي توان منكر آن شد، حالا اسم اين تلاش كار جهادي يا انقلابي يا ملي باشد، فرقي نمي كند و مهم نفس اينجور كار كردن است كه در گرماي طاقت فرسا كاري كه انجام آن در حالت عادي ماهها طول مي كشد، چند روزه به سرانجام خواهد رسيد. اين نوع كار ثابت مي كند كه وقتي پاي مردم به ميان باشد، مي توان با دل و جان كار كرد و اگر غير از اين باشد، كوتاهي در انجام وظيفه است.

طرح آبرساني غدير قطعا بايد شتابي بيش از آنچه در گذشته شاهد آن بوديم مي داشت اما بايد ديد چه عواملي موجب كندي آن شد تا كار از كار گذشت و آب شرب مردم غير قابل مصرف حتي براي غيرشرب شد. البته ابتدا قرار بود آب اين طرح از رودخانه دز تامين شود كه در آن صورت آب با بهترين كيفيت به مصرف كنندگان مي رسيد، اما بعد سراغ كرخه رفتند كه مسئولان بايد پاسخگوي اين تغيير كيفيت باشند.

اما چرا طرح آبرساني غدير شتاب لازم را نداشت، آن هم بايد آقايان جواب بدهند كه چرا چنين وضعي پيش آمد، آيا اعتبار  طرح به ميزان كافي و به موقع تخصيص داده نشد، آيا عوامل اجرايي ضعيف بودند يا

در كنار اين مطلب آنها كه عليرغم آگاهي از كاهش آورد رودخانه هاي خوزستان، خشكسالي و نياز شديد استان به آب (حتي براي شرب) ، باز هم مدافع طرحهاي انتقال آب استان به ديگر استان ها بودند، جواب پس بدهند چرا كه وضعيت فعلي آب در آبادان و خرمشهر و حتي شادگان گواه بر وجود مشكلات ناشي از كمبود آب در خوزستان است. اما در اين رهگذر، حضور شبانه روزي مسئولان استان در محل اجراي طرح آبرساني غدير حالا چه معاون عمراني استاندار، مديران و مسئولان آبفاي استان و شهرستانهاي ديگر و چه نيروهاي عملياتي و چهار شيفته كردن كار خبر از تعهد و احساس مسئوليت بالاي آن ها براي وفاي به عهد دارد كه براي رفع مشكل ۱۵ تير را وعده داده اند و اميدواريم اين شيوه كار كردن الگويي بشود براي ادامه طرح و اجراي فازهاي بعدي كه به موقع انجام شود و بدون شك مردم هم قدردان زحمات خدمتگزاران واقعي هستند.

 

به جاي بوسيدن دست مخالفين دست خود را به سوي خادمين اصلي مردم دراز كنيد

 

 

 ‌در پي يادداشت حميد فرخ نژاد بازيگر خوزستاني در مورد حوادث اخير آبادان و خرمشهر  متني توسط دكتر عبدالحسن مقتدايي منتشر شد. در بخشي از اين متن آمده است:

<جناب آقاي فرخ نژاد عزيز  سلام يادداشت حضرتعالي كه كوتاه بود ولي هر جمله آن بخوبي از حس مسئوليت و تعهد شما وجامعه هنري كشور نسبت به مشكلات مردم حكايت داشت را مطالعه نمودم .متاسفانه اين روزها شاهد رويدادهاي تلخي در بعضي از مناطق كشور به ويژه در استان خوزستان و بالاخص شهرهاي مظلوم آبادان و خرمشهر هستيم. هر كس با الفباي علم مديريت و موضوعات استراتژيك آشنا باشد مي داند كه بسياري از اينگونه حوادث اجتناب ناپذير اما قابل پيش بيني هستند. عمده بحث ها و مجادلات  بنده  با بعضي از اعضاي كابينه و شخص رئيس جمهور در دوره مديريتم در استان خوزستان بر همين مبنا بود به همين علت در سخنراني مراسم توديع خطاب به آقاي روحاني گفتم كه"  بعضي قفل ها با كليد باز نمي شوند بايد آنها را بريد " كنايه از اينكه بايد تصميمات اصولي (ريشه اي ) و منطقي گرفت و با قاطعيت هر چه تمامتر آنها را عملياتي و اجرايي  نمود .  البته با كمال تاسف براي عرايض بنده گوش شنوايي نبود . در انتخابات اخير رياست جمهوري نيز به اصرار دوستان پس از بيان تمام اشكالات دور اول دولت آقاي روحاني و انتظار رفع آنها در حمايت از ايشان وارد عمل شديم اما پس از انتخابات باز ايشان و همكارانشان راه قبلي را ادامه دادند تا كار به جايي رسيد كه رئيس جمهور ناچار شد اعلام كند من دست همه مخالفين را مي بوسم و از همه خواستند كه براي مقابله با بحران هاي موجود در كنار و حامي دولت باشند. بنده عرض مي كنم نيازي به بوسيدن دست كساني كه مترصدند تا آقاي روحاني را زمين بزنند نيست،كافي است رئيس جمهور دست خود را به سوي خادمين اصلي مردم كه فرصت خدمت را از آنان گرفته اند و تعداد آنها نيز در سطح كشور كم نيست صرف نظر از گرايشات سياسي آنان دراز كند.  ‌به نظر مي رسد جرم اغلب آنان جسارت، شجاعت و قاطعيت  در تصميم گيري و اجرا در  رفع مشكلات مردم است. آري كافي است اين خادمين را با يك فراخوان به كمك بگيرند مطمئن باشيد در خدمت به كشورشان كوتاهي نخواهند كرد… >

تهيه بليط توسط انجمن اسلامي دانشجويان اميركبير براي عيسي كلانتري به منظور سفر به خوزستان

 

انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميركبير با ارائه يك بليط به عيسي كلانتري رئيس سازمان حفاظت از محيط زيست كشور از وي خواست تا سري هم به مردم خوزستان بزند. در نامه دانشجويان خطاب به كلانتري آمده است:

احتمالا اخبار حال ناخوش خوزستان و مردم شريفش به گوشتان خورده است.مشكل قطعي آب شرب در اين شهر، به معضل ريزگردها و آلودگي هوا كه براي مردم شريف آن منطقه مشكل ساز شده بود؛ اضافه شده است و عملا هم وطنان‌مان از نعمت آب و هوا كه جزء حداقلي ترين حقوق هر انساني ست؛ محروم مانده اند.در ميان اين مشكلات، زمزمه‌هايي كه از جانب مسئولين مربوطه به گوش مي‌رسد زمزمه حل كردن معضلات آن منطقه نيست؛ بلكه زمزمه انتقال آب از اين استان بي آب است!

حال، چه كسي بايد پاسخگو باشد؟

چه كسي بايد پاسخگوي خانواده هايي كه به خاطر گناه نابخشودني كم كاري مسئولان مربوطه، سلامت كودكانشان را از دست داده اند باشد؟