در پناه چشمه خروشان مهرباني

گرفتار توفان هاي زندگي و پريشان حالي ناشي از تنهايي كه مي شويم تنها التيام بخش همه ما، خاندان چشمه هاي خروشان رافت و مهرباني است كه سايه آفتاب هشتم آن بر سرمان بوده و مرهمي بر دردهايمان مي شود.

در هر صبح كه به سمت خراسان مي ايستيم و سلامش مي كنيم جوشش اميد در دل هايمان حس مي شود، روز ديگري را در سايه سار مهرباني امام رئوف آغاز مي كنيم و اميد به آينده با يادش در دلمان موج مي زند.به ۱۱ ذي القعده روز ولادتش كه مي رسيم بي اختيار كبوتر دلمان به سمت خراسان به پرواز در مي آيد، پيش اوييم گرچه دور هستيم اما دلمان با زلف يار گره خورده است.

به موج‌هاي پريشاني كه بر مي خوريم، با نام او كه رويش طراوت و جلوه اي از انوار الهي است، آرامش مي گيريم و پرسش هاي تشنگي خود را در آب زلال وجودش پاسخ مي دهيم.

در خشكي روزگارمان با او نجوا مي كنيم زيرا باران و چك چك نعمت بي پايان الهي، او را مي شناسند و گل هاي باغ با عطر وجود او خوشبو مي شوند، او نيز امام مهرباني است و تنها به آرامش ما رضا دارد.

تسكين غربتمان ياد نجواهاي غريبانه او است، همه غريبان او را مي شناسند و در كوچه هاي خراسانش رد حضورش را حس مي كنند و با بركت وجودش جان مي گيرند و در آسمان رحمت الهي گام مي گذارند.

آهويي هستيم در بند كه با لطفش رها شده ايم و سرگشته و حيراني كه نور وجودش ما را هدايت كرده و در پايان به سرمنزل مقصود مي رساند، به شرطي كه زير سايه ولايتش بمانيم و پايبند مرامش باشيم.

از زماني كه خاك خراسان تكه اي از بهشت شد، دست پيمان با او بستيم و خدا را شاكريم از حضور آفتاب هشتم در سرزمين عاشقان قبيله ياس و تا ظهور دولت يار و سحرگاهي كه دلمان را روشن مي سازد، پاي محبتش هستيم.

اينجا دل هر كسي رضا مي خواهد، همنوا با نقاره هايي كه رضا مي خوانند نغمه رضا رضا سر مي دهد، چون رضايش شرط رضاي خالق هستي است و با گوشه چشمش مقدرات ما رقم مي خورد.

در ناملايمات و شب هاي تاريك و به وقت اسيري در مرداب مشكلات با نام او از ديوار سياهي ها و مشكلات عبور مي كنيم، يك نظرش كافي است تا زندگيمان قرين پيروزي و سعادت شود، به جان جوادش قسمش مي دهيم كه يا ضامن آهو مبادا تنهايمان گذاري.

صداي نقاره ها به گوشمان مي رسد كه ندا سر مي دهد اي عاشقان پنجره باز است و فرصت عاشقي مهيا، كبوتران دلتان را روانه مشهد كنيد، دور گنبد طلا چرخي بزنيد، در گلدسته هايش آرامش بگيريد و از سقاخانه اش خود را سيراب كنيد و سبكبال بازگرديد زيرا كه در پناه چشمه خروشان مهرباني هستيد.