نبايد انقلاب از بُعد معنوي به بُعد مادي تبديل مي شد

در حالي كه همواره انواع هجمه ها عليه كشورمان طراحي و اجرا مي شود، جاي سوال دارد كه چرا در طول چهل سال گذشته، نتوانسته ايم هيچ برنامه ضد تحريمي داشته باشيم و دشمن بيشترين ضربه را از طريق فلج كردن اقتصاد ما وارد مي كند. مگر نه اينكه اقتصاد يك علم است و اگر چنين است، در شرايط فعلي چرا اقتصاد دانان ما بجاي پيدا كردن راهكارهاي نجات بخش، به خالي كردن حب و بغض پرداخته و از پرداختن به شاخص هاي اقتصاد، غافل مانده اند، يا خود را به تجاهل مي زنند؟

چرا درصدد رفع اين چالش ذهني نيستيم كه كشورمان مي تواند بدون اتكا به درآمد نفت روي پاي خود بايستد، در حاليكه مثلا كره شمالي كه بخش كوچكي از كره جنوبي است پنجاه سال است با امريكا درگير است و توانسته به خوبي مقاومت كند.

ايران كشوري است با سي ويك استان كه هر استان آن به منزله يك كشور است و داراي ظرفيت هايي هستند كه مي تواند بدون توجه به درآمد نفت، خودكفا باشند و كفران نعمت است كه از اين همه قابليت ها بهر برداري نشود.

استان هاي ما در همجواري كشورهايي هستند كه با ايجاد روابط اقتصادي با آنها نيازي به كشورهاي اروپايي نداريم، استان هايي كه چهار فصل فعال دارند، فقط نيازمند اتاق فكر و طرح و اجراي برنامه هاي اقتصادي با شاخص هاي مرتبط با علم اقتصاد است. چرا از اين شاخص ها بهره نمي بريم؟

چرا بايد اقتصاد ما چنان آسيب پذير باشد كه با نوسان ارز و قيمت سكه دچار بحران شود؟ خيلي بد است كه متوليان امور آنقدر دست روي دست بگذارند تا اقتصاد بيمار گونه بر جامعه حاكم شود و سلطان سكه و ارز پيدا شود و همه چيز را خراب كنند و عده اي از پرتو آنها يك شبه ثروتمند شوند.

شايد مشكل اينجاست كه مفهوم انقلاب روشن نشده است و قالب ها عوض شده، چون اعتقاد بر اين بود كه انقلاب ما معنوي با شاخص هاي ضد استبداد ضد استعمار، ضد استكبار و ضد نظام سلطه است اما چنين شد يا اينكه به انقلاب مادي تغيير جهت داديم؟

پر واضح است كه اگر نيت ما براي انقلاب معنوي جامه عمل پوشيده بود امروز ماديات حرف اول را نمي زد و هيچ دشمن داخلي و خارجي و سوداگران قادر نبودند با توسل به سكه و ارز توطئه كنند.

چه شد كه در زمان جنگ، ارزش ها حاكم بود، به يكديگر مي رسيديم، قناعت مي كرديم و اجازه توطئه اقتصادي و فرهنگي نمي داديم اما اكنون ارزش ها و باورها، خيلي كم رنگ شده و شايد هم از بين رفته  است؟

شايد چنين وضعيتي متاثر از كم كاري متوليان فرهنگ، رسانه ملي و مديران ناكارآمد در بخش هاي مختلف است كه بجاي آينده نگري و داشتن اتاق فكر براي مقابله با مشكلات اقتصادي و فرهنگي و تلاش براي رهايي ملت از چالش ذهني اتكا به نفت، دچار روزمرگي شده و زمان را براي بهبود اوضاع و جلوگيري از بحرانهايي كه قابل پيش بيني بود، از دست دادند.

 

قيمت مرغ به بالاي ۹ هزار تومان پر كشيد

 

بنا به اعلام سازمان صنعت، معدن و تجارت‌ خوزستان قيمت مرغ از مرز ۹ هزار تومان هم گذشته و به ۹۰۵۰ تومان رسيده است.

بر اساس اعلام اين سازمان قيمت هر كيلوگرم گوشت گوساله بدون چربي ۴۲ هزار تومان، هر كيلوگرم گوشت گوسفند ۴۸ هزار و ۵۰۰ تومان است اين سازمان علت گراني گوشت مرغ را افزايش نرخ مرغ زنده با ۲٫۵ درصد اعلام نموده است.

به اين ترتيب بعيد نيست كه در روزهاي آينده همانند سكه و ارز، سلطان مرغ هم داشته باشيم و چه بسا مرغ هاي دپو شده در سردخانه ها هم كشف شود.  ‌مسئولان بايد توضيح بدهند كه آيا گراني مرغ هم به تحريم ها مربوط مي شود يا باز هم دست هايي در كار بوده كه هنوز افشا نشده است.

 

نقد معاون استاندار با استناد به توصيف جلال آل احمد

 

معاون سياسي اجتماعي استانداري خوزستان با اشاره به توصيف جلال آل احمد از ظرفيت هاي استان خوزستان كه مي گويد وقتي به خوزستان سفر كردم سايه خوزستان را بر كشور احساس كردم، گفته: از پس از انقلاب تاكنون در شهر اهواز با ۱٫۵ ميليون جمعيت فعلي، حتي يك بيمارستان توسط دولت ساخته نشده و فقط بيمارستان امام كه پيش از انقلاب كلنگ آن به زمين زده شد در دوره پس از انقلاب ساخته و تكميل شد.

حسين زاده گفت: خوزستان داراي چنين ظرفيت هايي است كه جلال آل احمد به اين شكل خوزستان را توصيف مي كند اما مشكلاتي كه وجود دارد شايسته اين استان نيست.

حسين زاده اين را هم گفته كه: اكنون در حوزه فرهنگ حتي يك پروژه ملي كه در خوزستان در حال اجرا باشد وجود ندارد. با ظرفيتي كه در استان وجود دارد، نياز است توجه ويژه اي به خوزستان شود.