رسانه ملي با نمايش مجموعه هاي غم انگيز كمر به افسرده كردن جامعه بسته است

واقعا اين روزها، رسانه ملي را چه مي شود؟ معلوم نيست چرا سريال هايي كه پخش مي شود، يكي از يكي مشكل دار تر است كه مردم از تماشاي آنها پيشمان مي شوند. يك مجموعه آنقدر تلخ است كه جز افسردگي و اشك و آه بينندگان چيزي ندارد تا آنجا كه قبل از نمايش به افرادي كه تحمل تماشاي صحنه هاي غمبارآن را ندارند توصيه مي شود، نگاه نكنند، سريال هاي ديگر هم كه مدتي است پخش مي شود، بنا را بر سنت شكني گذاشته و خانواده ها را آماده مي كنند كه دخترها به سمت پسران بروند و از آنها خواستگاري كنند، كه معلوم نيست جا انداختن اين فرهنگ چه عواقبي خواهد داشت چرا كه بدون هيچ آموزش و راهنمايي مي خواهند اين موضوع را در خانواده ها باب كنند.

راستي چطور مسئولان و كارشناسان رسانه ملي خودشان را راضي مي كنند كه خانواده ها را در پايان يك روز پر از تلاش، اضطراب و مقابله با مشكلات كه هر روز هم بيشتر مي شوند، وقتي شب دور هم مي نشينند تا يكي دو ساعت را با آرامش بگذرانند، با پخش سريالهاي آزار دهنده عذاب بدهند و بجاي لبخند، اشك آنها را در آورند؟

البته تلويزيون هميشه افراط و تفريط را در برنامه هاي خود داشته است. گاهي با تغيير قسمت پاياني يك مجموعه، براي جلوگيري از افسردگي در جامعه، همه چيز را ايده آل نشان مي دهد و سريال به خوبي و خوشي تمام مي شود و بعد هم كارگردان مي گويد كه با توصيه مسئولان رسانه ملي، بخش پاياني سريال تغيير كرد كه آنهم چون تصنعي است همه متوجه دست بردن در داستان مي شوند و گاه مجموعه هايي نمايش مي دهند كه روي فيلمسازان هندي را سفيده كرده است كه بايد متوليان امور در رسانه ملي پاسخگو باشند. و سوال آخر اينكه آيا با اين شيوه نمايش مي توان مردم را از تماشاي برنامه هاي شاد دهها شبكه خارجي باز داشت و به نشستن جلوي قاب جادويي تلويزيون وطني ترغيب كرد؟ و بالاخره بهتر نيست در وضعيت دشوار مملكت كه مردم غم همه چيز را دارند، وسايل ارتباط جمعي غم افزا نباشند، هر چند مي دانيم غم و شادي پايدار نيستند. بقول شاعر:

غم و شادي عالم، بي ثبات است

                                               دمي باشد، دم ديگر نباشد

 

يك خوزستاني نفر دوم شهرداري تهران شد

سيدمحمدعلي افشاني معاون عمران و توسعه امور شهري و روستائي وزير كشور و رييس سازمان شهرداري ها و دهياري هاي كشور طي حكمي شاپور رستمي را به سمت معاون توسعه منابع و پشتيباني سازمان شهرداري ها و دهياري هاي كشور منصوب نمود.

رستمي كه سوابق مديريتي درخشاني در استانداري خوزستان، استانداري فارس و معاونت عمراني استانداري بوشهر و مسئوليت هاي ديگري دارد، اصالتا خوزستاني است و مديركلي وي را در حوادث غيرمترقبه استان و امور شهري و روستايي استانداري خوزستان به ياد داريم. آقاي افشاني شهردار فعلي تهران كه او نيز قبلا معاون عمراني استانداري فارس بود، رستمي را به آنجا برد و در سمت معاونت استانداري فارس از تجاربش بهره برد و پس از آنكه شهردار تهران شد، باز هم از رستمي غافل نماند و به عنوان يكي از بازوانش در شهرداري به او مسئوليت خطيري محول نمود. موفقيت روز افزون براي افشاني و رستمي آرزومنديم.

 

شهبازي از فرمانداري آبادان به معاونت سياسي اجتماعي البرز رفت

 

با حكم وزير كشور عزيز ا…. شهبازي كه تا چند روز پيش فرماندار شهرستان آبادان بود به سمت معاون سياسي اجتماعي استانداري البرز منصوب شد.

 ‌وي از نيروهاي وزارت كشور است و پيش از فرمانداري آبادان سمت هاي مديريتي در استانداري خوزستان داشته و چند بار قرار بود جابجا شود كه چنين نشد تا حالا كه او را از استان بردند و بايد ديد چطور استاندار در اين مورد رضايت داده است. شنيده شده كه آقاي شجاع پوريان در اين انتصاب نقش داشته و شايد شريعتي به خاطر او با رفتن شهبازي موافقت كرده است براي ايشان هم موفقيت در ادامه خدمت آرزو مي كنيم.

وصف جيب مطبوعاتي ها به روايت شيخ ما بهرامي!

 

 

همكار عزيز و خوش ذوقمان آقاي حبيب ا…. بهرامي شعر قشنگي سروده كه حال و روز و جيب خالي اهالي مطبوعات را به زيبايي وصف كرده كه حيفم آمد شما نخوانيد:

اگر مسوول اهوازي به دست آرد دل ما را

به جيب خالي ام ريزد، وجوه آگهي ها را

ببندم صفحه اي رنگي  ز احوالات سيمايش

چنان يوسف كه زيبا كرد رخسار زليخا را!

كنم كاري كه همكاران ترنج از دست نشناسند

چو مي خوانند وصف حضرت مسوول والا را

خطايش را، نهان سازم! گناهش را، كنم كتمان

برم تا عرش، من بالا… لب ديوار حاشا را

به هر طرحي كه مي داني؛ نويسم او شده باني

به روي صفحه ي اول، زنم هي عكس بابا را

البته مزاح است.