شهريور بيست و ارتش پوشالي رضاخاني

موقعيتهاي ممتاز جغرافيائي و فرهنگي ايران موجب شده است كه در طول تاريخ بارها مورد تجاوز و اشغال بيگانگان قرار گرفته و از اين بابت خسارات زياد و تجزيه هاي مكرّري را تحمّل نمايد، ليكن هيچگاه با حادثه اي تلختر و خفتبار تر از حادثه اشغال ايران در سوم شهريور ۱۳۲۰ روبرو نبوده است.

در اوج جنگ جهاني دوّم، كه طبق معمول غربيها باني آن بودند، سه كشور انگليس و شوروي و امريكا، با زيرپا گذاشتن بيطرفي ايران، به كشورمان حمله كرده و بدون مقاومتي مؤثّر از سوي نيروهاي نظامي، خاك ايران را به اشغال خود درآوردند و ضمن در اختيار گرفتن همه امكانات كشور از جمله آدوقهِ مورد نياز مردم براي نظاميان اشغالگر، شاهي را كه خود به قدرت رسانده بودند، با خواري و رسوائي از كشور اخراج و به يكي از جزاير دورافتاده اقيانوس هند در نزديكي افريقا تبعيد كردند.

سپهبد امير احمدي از فرماندهان نظامي كه خود از همدستان رضاخان و از شاهدان عيني اوضاع دوران قبل و بعد از اشغال ايران است در اين مورد مي نويسد: "به اعليحضرت پيشنهاد كردم يا بايد تا آخرين نفر به مقابله با مهاجمان بپردازيم و يا تسليم آنها شويم." و البته شاه پوشالي و سرسپرده، تسليم در برابر مهاجمان را كه به او ديكته شده بود پذيرفت تا معلوم شود كه قلدري نمايشي رضاخان تنها در برابر ملّت ايران و براي تأمين منافع اربابان بيگانه كاربرد داشته است.

امير احمدي درمورد ارتش هم مي نويسد: "در همه جا ارتش ايران بدون استثناء اين عمل را كرد كه فرماندهان قشون تا توانستند نقدينه و اشياء سبك‌وزن قشون را با خود برداشته و فرار كردند و ساير افسران و درجه‌داران هم اسلحه و مهمات و آذوقه موجود را برداشته و به اين و آن فروختند و اگر در چند نقطه هم زد و خورد شد قابل بحث و نقل نيست." يعني ارتشي كه در سركوب عشاير و ايليات و مردم مظلوم ايران بنفع بيگانگان بخوبي عمل كرده بود و رضاشاه در مرداد ۱۳۲۰ درمورد آن گفته بود: "قشون من عالي ترين قشوني است كه امروز در دنيا مي توان نشان داد"، كمتر از يك ماه بعد، با هجوم بيگانگان، ننگ فرار از جنگ و غارت اموال ملّت را به جان خريد و مردم را در برابر تجاوز و ستم بيگانگان تنها گذاشت. عموم مردم ايران نيز بدليل تنفر از رضاشاه و اطمينان از سرسپردگي او به اشغالگران، مقاومتي از خود نشان ندادند و لذا كشور به آساني به اشغال روس و انگليس و امريكا درآمد و جناياتي توسط اشغالگران برعليه مردم ايران رخداد كه عليرغم تلاش رژيم پهلوي و اربابانش براي كتمان آن، هيچگاه از ذهن تاريخ محو نخواهد شد و سندي گويا در رد نظرات روشنفكر نماهائي است كه ابلهانه مي كوشند تا عصر پهلوي را به عنوان دوره اي درخشان در تاريخ ايران به بي خبراني ابله تر از خود معرفي كنند.

موسوي زاده