پرچمدار جنبش اصیل عدالتخواهی

مردم هوشیار ایران به تجربه دریافته اند كه از حركت‌هایی كه روحانیت مورد اعتماد، هدایتگر آن نباشند، در نهایت خیری حاصل نمی گردد و لذا هیچ جنبش مردمی اصیلی را در ایران نمی توان نشان داد كه در راس آن روحانیت آگاه نباشند.    

جنبش عدالت‌خواهی و مشروطیت طلبی ایران نیز که اوّلین قیام ضدِّ استبدادی خاورمیانه بشمار می آید و تأثیری عمیق و ماندگاری بر سیاست و فرهنگ ایران و منطقه داشته، در ابتدا با محوریت علما و رهبری ‌آنان آغاز شد، اما با نفوذ نیروهای غرب‌زده و وابسته به بیگانه، از مسیر اصلی خود كه تاسیس عدالت‌خانه و اجرای صحیح احكام اسلامی بود، منحرف گردید، بهمین جهت علمای آگاه و دوراندیش كه عواقب شومی در این انحراف می دیدند، از این نهضت كنار كشیدند و به مخالفت با طرح ساخته و پرداخته انگلیس و مزدوران داخلیش پرداختند.  در راس این عالمان آگاه و دوراندیش، آیت ا… شیخ فضل ا… نوری قرار داشت كه از شاگردان برجسته  میرزای شیرازی بزرگ، برجسته ترین روحانی پایتخت و از پیشگامان حركت‌های ضداستبدادی و ضداستعماری در ایران بود. 

شیخ نوری به عنوان عالمی آگاه و آشنا به دسیسه های اسعمارگران اروپائی و عوامل داخلی آنها جهت ادای تكلیف شرعی و وفای به عهد علما با خداوند، خود را مكلف به حضور فعال و دخالت در امور سیاسی و اجتماعی می دانست و از این حضور و دخالت، بسط عدالت بر مبنای احكام اسلامی و حفظ استقلال كشور از نفوذ و سلطه بیگانگان را در نظر داشت.   این شهید بزرگوار به جهت آگاهی وسیع از افكار الحادی غرب و اهداف توسعه طلبانه آنان، در بین علمای طرفدار مشروطه، اوّلین كسی بود كه مفسده غرب‌زدگان را در انحراف جنبش مشروطه دریافت و در برابر اقدامات ضداسلامی و مغایر منافع ملی این گروه قاطعانه ایستاد و به دلیل اعتقاد راسخ به كمال احكام اسلامی، با مشروطه وارداتی و جایگزینی قوانین الحادی غرب به جای مقررات اسلامی، به مخالفت پرداخت و می فرمود: «مشروطه ای كه از دیگ پلوی سفارت انگلیس سر‌ درآورد نمی خواهیم.»    

پس از فتح تهران به وسیله مشروطه طلبان غربگرا، این عالم آگاه كه از پرچمداران اصلی نهضت عدالتخواهی ایران بود، دستگیر و طی محاكمه ای به ریاست یك روحانی‌نمائی فاسد، به نام شیخ ابراهیم زنجانی به اعدام محكوم و در ۱۱ مرداد ۱۲۸۸ به دار آویخته شد.   اگرچه بعضی از علما و روحانیون فریب خورده ایران و نجف، پس از شهادت شیخ نوری به اشتباهات خود در پشتیبانی از مشروطیت مورد نظر غربزدگان و منحرفین وابسته به انگلیس پی بردند، اما دیگر دیر شده بود و از آن پس تا پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام رحمت ا… علیه به‌قول مرحوم آل احمد، همچون قومی از خود بیگانه شدیم كه در لباس و خانه و خوراك و ادب و مطبوعاتمان، و خطرناكتر از همه در فرهنگمان، فرهنگی مآب می پروریم و فرنگی مآب راه حل مشكل را می جوییم.  

موسوی زاده