گفته بوديم مواظب ستايش سرايان و قدردان نقدكنندگان باشيد

حكايت/ مريدي گفت پير را: چه كنم كز خلايق به رنج اندرم از بس كه به زيارت من همي آيند، اوقات مرا از تردد ايشان تشويش مي باشد؟ گفت هر چه درويشانند مر ايشان را وامي بده و آنچه توانگرانند از ايشان چيزي بخواه، كه ديگر يكي گرد تو نگردند.

گلستان سعدي  ‌

براستي پندهاي سعدي و مولوي مختص يك دوران نيست و در تمام اعصار مي تواند چراغ راه انسان هايي باشد كه شنوايي دارند و طالب تشخيص راه از چاه اند. بقول فروغي <گلستان سعدي براي همه طبقات مردم از عالي و داني، عالم و عامي، والي و رعيت، توانگر و درويش، واعظ و مستمع، پير و جوان، توانا و ضعيف، استاد و دانشجو است و همه و همه به مطالبه آن نيازمند ند و به عمل آن ملزم.>

اي كاش مسئولان كشور هم در هر رده همانند ديگران وقتي را براي مطالعه آثار بزرگان در نظر مي گرفتند تا از اين طريق بر علم و عملكرد خود بيفزايند.  ‌

جاي دوري نرويم در همين استان خودمان چقدر گفتيم<تردد>ها و تن دادن به خواست هاي افرادي كه سيري ناپذيرند آخر و عاقبتي ندارد چون بعضي ها فقط به گرفتن عادت دارند و دستِ دادن و قدرداني ندارند. گفتيم و گفتيم كه استان نبايد فداي زياده طلبي ها و توقعات يكجانبه شود. گفتيم شأن يك مدير ارشد بايد حفظ شود به بخاطر بقاي مديريت نبايد كارها به ناكارآمدها سپرده شود و عزل و نصب ها نبايد دستوري و سفارشي باشد. نگفتيم؟

اما گوش شنوايي پيدا نشد و كارها بر روالي كه نبايد ادامه پيدا كرد و اگر بخواهيد ميزان شايسته سالاري با رابطه مندي را بجاي ضابطه بسنجيد، كافي است شرح حال و سوابق اكثر منصوبين سالهاي اخير را مطالعه كنيد و ريشه و دليل انتصاب آنها را دريابيد تا متوجه شود چه نيرويي به چه كسي وابسته است.  ‌

روي سخن تنها با يك مورد خاص نيست چرا كه استان به اين درد گرفتار است و هر مديري كه بخواهد بماند بايد مطيع كساني باشد كه قرار بوده نگذارند حقي از كسي ضايع شود و پاسدار ارزش ها باشند و وعده هاي خود را مبني بر ترجيح منافع عام بر منافع خاص عملي كنند. اما دو صد گفته چون نيم كردار، نشد و ديديم و ديدند روزي كه بايد وفاي به عهد كنند و اندكي از آنچه را كه گرفته بودند، پس بدهندعهدشكني كردند و بجاي كمك براي كاهش التهاب ها با ديگران همداستان شدند تا نشان دهند بعد از دستيابي به خواست هايشان، نيازي به حمايت حامي خود ندارند.  ‌

اميد آنكه مديران ما بقاي با اقتدار را (هر چند طولاني نباشد) به ماندن مشروط و به قيمت زير بار رفتن خواست هاي نامعقول كه به زيان مردم و استان تمام مي شود ترجيح دهند و مرز چاپلو سي ها و نقادي هاي سازنده و بي منت را تشخيص دهند. ‌باز هم به فرموده سعدي كه پنداري مديران ما را خطاب قرار مي دهد:  ‌

      ستايش سرايان نه يار تواند

                                               ‌ملامت كنان دوستدار تواند  ‌

شيخ در جاي ديگر گفته:

     دونان چو گليم خويش بيرون بردند  ‌

                                       گويند چه غم گر همه عالم مردند

۱۰ نماينده خوزستان طرح سؤال

از رئيس جمهور را امضا كردند  ‌

۲ نماينده ابتدا امضا كردند و بعد منصرف شدند  ‌

 

طرح سوال از رئيس جمهور كه مي بايست طبق قانون اساسي و آئين نامه داخلي مجلس، به امضاي حداقل يك چهارم نمايندگان برسد، با امضاي ۸۰ نماينده در ۵ سوال با محوريت وضعيت اقتصادي كشور، توسط هيات رئيسه مجلس، اعلام وصول شد.

نمايندگان خوزستان نيز از كساني بودند كه پاي طرح سوال از حسن روحاني را امضاء كردند اما نكته جالب در انصراف دو تن از آنها و عدم مشاركت سه نماينده مركز استان است.اين طرح سوال كه ابتدا به امضاي ۱۲ نفر از ۱۸ نماينده مردم خوزستان، رسيده بود، در نهايت با انصراف اقبال محمديان و هدايت ا… خادمي، تقديم هيات رئيسه شد.

علي گلمرادي، قاسم ساعدي، سيدراضي نوري، مجيد ناصري نژاد، عامر كعبي، جليل مختار، غلامرضا شرفي، علي عسگر ظاهري، فريدون حسنوند و عباس پاپي زاده، ۱۰ نماينده اي بودند كه پاي امضاي خود باقي ماندند.

عبدا… سامري و سهراب گيلاني نيز از امضاءكنندگان اين طرح سوال بودند اما به دليل تاخير، امضاي آنها توسط هيات رئيسه مجلس مورد قبول واقع نشد.

همايون يوسفي، علي ساري و جواد كاظم نسب الباجي، سه نماينده مردم اهواز، باوي، حميديه و كارون نيز ، طرح سوال از حسن روحاني را امضاء نكردند.اما در اين ميان سوالات مبهمي درباره علت انصراف نمايندگان ايذه و رامهرمز و علت عدم امضاي سه نماينده اهواز در ذهن مطرح است.

آيا اقبال محمديان و هدايت ا… خادمي، در اين چند روز تغيير و يا اقدامي ملموس در وضعيت اقتصادي كشور مشاهده كرده اند؟ آيا پاي فشار دولت و شانه خالي كردن آقايان بوده است؟ يا در لابي هاي مجلس بازهم وعده تغيير فرمانداري داده شده كه اين دو نماينده امضاي خود را پس گرفته اند؟و آيا سه نماينده مردم اهواز مثل هميشه در اقدامي هماهنگ و حامي دولت و عملكرد آن بودند كه از امضاي طرح سوال اقتصادي از رئيس جمهور سر باز زده اند؟

دستگاه ها با زير مجموعه بازنشسته تسويه حساب كنند تا جوانان وارد گود شوند  ‌

انتظار مي‌رود مديران سازمان‌ها و دستگاه‌هاي اجرايي در جهت معرفي و يا قطع همكاري با مديران و افراد بازنشسته خود پيش‌قدم و مقدمات به‌كارگيري جوانان متخصص را در سازمان‌هاي خود فراهم كنند.در پي انتشار ليست مديران بازنشسته فهرست افراد ديگري از سازمان ها به روايت خبرگزاري فارس منتشر شد كه البته ‌جمال عالمي نيسي فرماندار اهواز كه در ليست قبلي نام وي جزء بازنشستگان عنوان‌شده بود به دليل برخورداري از سوابق ايثارگري مشمول اين تبصره مي‌شود.

طبق مصوبه مجلس دستگاه‌هاي مشمول مكلف‌اند ظرف مدت ۶۰ روز از تاريخ لازم‌الاجرا شدن اين قانون آن دسته از افرادي را كه برخلاف مفاد اين قانون به كار گرفته‌شده‌اند، از خدمت منتزع  و با آنان تسويه‌حساب كنند. افراد مذكور نيز بايد در مهلت قانوني، از سمت و پست خود كناره‌گيري كنند. پرداخت هرگونه وجه پس‌ازاين مهلت از هر محل و تحت هر عنوان در حكم تصرف غيرقانوني در اموال دولتي است.