علت العلل گسترش بیماری های روانی

از جمله عوارض تمدّن جدید، رشد بیماریهای روانی و ابتلاء کثیری از مردم جهان به این بیماریها است و لذا سازمان بهداشت جهانی از سال ۱۳۷۱ ، روز دهم اکتبر یا ۱۸ مهرماه روز جهانی سلامت روانی نامیده تا با جلب مشارکت دولتها و مردم جهان، ضمن کاستن از گسترش دامنۀ بیماریهای روانی، به تأمین آرامش و سلامت روانی جامعۀ انسانی کمک کند.

افسردگی، اضطراب، استرس و مانند اینها از انواع اختلالات روانی اند كه عموما زائیده عصر جدید بوده و نزدیک یک میلیارد نفر از مردم جهان را گرفتار كرده اند و خود عامل بسیاری از قتل و جنایت ها، خودكشی ها، فروپاشی خانواده ها، كودك آزاری ها، پرخاشگری ها، كم كاری ها و مانند آن هستند، امّا از آنجا كه همانند بیماری های جسمی غالبا با درد و آثار ظاهری دیگر همراه نیستند معمولا كمتر مورد توجه قرار می گیرند و در مقایسه با بیماری های جسمی بودجه بسیار ناچیزی به آنها خود اختصاص داده می شود و از این جهت خسارات و صدمات زیادی به خانواده ها و جوامع وارد می آید.

آنچه مسلم است بسیاری از اختلالات روانی مولود عصر فنآوری اند و پا به پای رشد فناوری افزایش، تنوع و گسترش می یابند، اما علّت اصلی گسترش بیماری های روانی را باید در غصب مدیریت جهانی به وسیله گروههائی دانست که با ماهیت الهی انسان و اهداف او بیگانه اند و بر مبنای این برداشت ناقص و نادرست و تنها در جهت منافع طمعكارانه خود هم برای علم و تكنولوژی و هم برای انسانها برنامه ریزی می كنند و بدلیل مغایرت این برنامه ها با فطرت انسانها، علم و فناوری به انحراف و روان انسانها به عدم تعادل دچار می شوند و طبیعی است كه در چنین شرایطی، همانگونه كه مشاهده شده، توصیه های اخلاقی سازمان هائی مانند بهداشت جهانی كه خود تحت سیطره غاصبان مدیریت جهانی اند راه به جایی نبَرَد و تنها راهی كه برای نجات جهان و تأمین بهداشت روانی انسانها باقی می ماند اولاً قیام جهانی بر علیه نظام ستمگر و آسیب زای سرمایه داری است كه طلیعه های آن ظاهر شده و ثانیاً بازگشت به نظام ارزشی منسجمی است که با فطرت پاك بشری منطبق باشد.

کشور ما نیز از بلیۀ بیماریهای روانی در امان نبوده و با وجود حاکمیت دین فطرت پذیر اسلام، سازمانهای ذیربط از وسعت و گسترش بیماری های روانی در آن خبر می دهند که اتفاقاً عامل بخش عمده ای از این ناهنجاری ها نیز به غصب مدیریت ادارۀ امور کشور توسط نااهلان و ناشایستگانی مربوط می شود که بدون داشتن توانائی و شایستگی لازم منصوب شده و یا هر بار با ترفندهائی همچون ترساندن مردم از خطراتی واهی و وانمود کردن خود به عنوان تنها قهرمان دفع خطر، آراء آنان را جذب کرده و بر مسند قدرت نشسته اند، امّا در عمل از عهدۀ انجام مسئولیت بر نیامده و به قیمت برهم زدن آرامش و آسایش مردم و گرفتار کردن آنان در تنگناهای معیشتی، به بستن بار خود و وابستگان از بیت المال پرداخته اند.

موسوی زاده

 

 

 

ستون راوي گفت