تنها الگوي مديريتي كارآمد!

كمتر از يك ماه پس از انقلاب دوم و تسخير لانه جاسوسي امريكا و در حاليكه تهديدات شيطان بزرگ به اوج خود رسيده بود، در ۵ آذر ۱۳۵۸، رهبر كبير انقلاب فرمان تأسيس بسيج مستضعفان را صادر كردند و شايد بسياري را گمان براين بود كه بسيج سازماندهي موقت نيروهاي انقلاب در برابر اين تهديدات است، ليكن وقتي آن بزرگوار پس از تشكيل بسيج فرمودند:‌ من اميدوارم كه اين بسيج عمومي اسلامي، الگو براي تمام مستضعفين جهان و ملّتهاي مسلمان عالم باشد و قرن پانزدهم(هجري) قرن شكستن بتهاي بزرگ و جايگزيني اسلام و توحيد بجاي شرك و زندقه، و عدل و داد بجاي ستمگري و بيدادگري، و قرن انسانهاي متعهّد بجاي آدمخواران بي فرهنگ باشد‌ همگي دانستند كه آن پير فرزانه از تشكيل بسيج مستضعفين كه در حقيقت سازماندهي امواج عظيم امّت حزب ا…، براي دفاع از انقلاب نو‌پاي اسلامي و تشكيل پشتوانه‌اي هميشگي براي حفظ نظام از آسيب‌هاي خارجي و داخلي است، هدفي دراز مدت را مدّنظر داشته است.

بسيج مستضعفين كه همه اقشار طرفدار انقلاب را، بدون توجّه به جناح بندي هاي سياسي در برمي گيرد، كارآمدي خود را هم در برابر موذي‌گري‌‌هاي ضد انقلاب و هم تهاجمات همه‌جانبه قدرت‌هاي جهاني به‌خوبي نشان داده و به عنوان يكي از مهمترين عوامل بازدارنده در برابر وسوسه‌هاي دشمنان براي آسيب‌رساني به ملّت ايران، استوار باقي مانده است. يقينا اگر سازماندهي عظيم مردمي در بسيج نبود و دشمنان ايران آمادگي كامل و گسترده بخش زيادي از مردم را در قالب تشكل‌هاي بسيج نمي‌ديدند و از قدرت كوبنده و بازدارنده جان بر‌كفان بسيجي مطمئن نبودند، در حمله به ايران و سركوب انقلاب اسلامي يك لحظه درنگ نمي‌كردند. ‌

تشكّل بسيج، كه قدرت بازدارندگي خود را در برابر سنگين‌ترين تهاجمات نظامي نشان داد و امنيت، آرامش و سرفرازي را براي كشور به ارمغان آورد، براساس پيش بيني رهبر كبير انقلاب رحمت ا…عليه اينك به الگوئي براي مستضعفين جهان و ملّتهاي مسلمان تبديل شده است تا كشورهاي گرفتار سلطه و توطئه هاي استكبار، براي نجات خود با الگوگيري از بسيج مستضعفين ايران، نيروي مردمي را به صحنه آورند. امّا حقيقت آن است كه تنها بعد نظامي بسيج نيست كه كارآمدي خود را در صحنهِ عمل نشان داده بلكه اين لشكر مخلص خدا در طول ۳۹ سال حيات خود، با پشتوانهِ قوي اعتقادي و تخصّصي، توانسته است گره هاي ناگشودني زيادي را در عرصه هاي امنيتي، اقتصادي، قرهنگي، سياسي و اجتماعي باز كند و به عنوان مدلي از زندگي سعادت آفرين و حركتي جهشي، پيش برنده و تعالي بخش خود را اثبات كند. در شرايط كنوني نيز كه بر اثر سوءمديريت و يا سوءنيت بعضي مديران، كشور با مشكلاتي روبرو است آنچه خواهد توانست حلّال اين مشكلات باشد كنار زدن مديران غيربسيجي رسوب شده در نظام ادارهِ كشور و سپردن مسئوليت به مديران بسيجي است كه سررشتهِ آن در اختيار مردمي است كه پاي صندوقهاي راي حاضر مي شوند.  ‌موسوی زاده