تنفر مردم ار رفتارهای اشرافی کارگزاران حکومتی

بار دیگر در فضای مجازی طوفانی برعلیه کارگزاران دولتی برپا شده که این بار علّت آن افشای خبر و انتشار عکسی از برگزاری جشن تولّد ۶۲ سالگی جهانگیری معاون اوّل رئیس جمهور، آنهم در کاخ سعدآباد و در زمانی است که فریاد بینوایان و فقیران از تنگناهای معیشتی گوش فلک را کر کرده است. برخاستن چنین طوفانهائی برعلیه دولتمردان البته بی سابقه نیست، لیکن در یکی دو سال اخیر که بی تدبیریهای مسئولین فشار معیشتی فوق العاده ای بر مردم وارد کرده، خشم و حساسیت آنان نسبت به رفتارهای اشرافیگرایانهِ کارگزاران حکومتی افزایش یافته، چرا که آن را بی اعتنائی و بلکه دهن کجی عملی مسئولان به مشکلات اقتصادی مردم تلقی می کنند.

 تمایل به اشرافیگری، روحيه اي است كه در سال هاي نزديك به انقلاب اسلامي، با افزايش شديد قيمت نفت پيدا شد و پس از پيروزي انقلاب تا پايان جنگ كه روحيه ايثارگري و شهادت طلبي بر کشور حاكم بود، مسكوت ماند. با پايان جنگ تحميلي و صدور فرمان مانور تجمّل توسط رئیس دولت سازندگی، گروهی که اختيار تصميم‌سازي و تصميم‌گيري براي اداره امور كشور را در دست گرفتند با استفاده از الگوي توسعه غربي، لوازم ناشي از اجراي اين الگو يعني كمرنگ شدن ارزش‌هاي اسلامي، ايجاد اختلاف طبقاتي، اشرافيت مديران و مانند آن را بر كشور تحميل كردند كه علت‌العلل بروز بسياري از مشكلات و بزرگترين ضربه بر انقلاب اسلامي و آرمان‌هاي رهبر كبير انقلاب و پيروان راستين او بود. از آنجا که نهادينه شدن روحيهِ اشرافي در مديران و مسئولان اداره کشور اولاً احساس همدردي آنان نسبت به رنج و مشقّت اكثريت مردم از بين برد و ثانیاً در مورد ناتواني مردم در تأمين هزينه هاي كمرشكني كه برايشان تدارك می بینند و در حقیقت برای تأمین خاصه خرجیها و بریز و بپاشها و حقوقهای نجومی خود آنها است به توجیه گری پرداخته و یا به روغ آنرا به علل خارجی و گریزناپذیر نسبت می دهند، لذا لازم است که قبل از آنکه کاسه صبر مردم از اینگونه رفتارهای غیرمسئولانهِ لبریز شود ضمن پایان دادن به این اقدامات تحریک آمیز، با قاصرین و مقصرین  برخورد لازم قانع کنده صورت گیرد.

 بي شك صبوري مردمي كه براي برپائي و تداوم انقلاب و حاكميت احكام الهي در اين كشور شجاعانه و مؤمنانه از همهِ هستي خود گذشتند و با دستان خالي پنجه در پنجهِ ابر قدرتها انداخته و پوزهِ دشمنان را بخاك ماليدند، در برابر ستمي كه از ناحيهِ اشرافیگری كارگزاران بر انقلاب و مردم روا مي شود، تنها ناشي از باور عميق آنان به اسلام و ميراث رهبر كبير انقلاب و بويژه قرار داشتن فقيهي برجسته و مورد اعتماد در رأس نظام است و با اميد به اصلاح كجرويها، ضمن حفظ حقّ اعتراض خود نسبت به خطاهاي صورت گرفته، هيچگاه از پشتيباني نظام دست نمی كشند، لیکن انتظار می رود که دستگاههای نظارتی و بخصوص مجلس در این ارتباط با جدیت بیشتری بوظایف خود عمل کنند.

موسوی زاده