شهابی در آسمان تیرهِ عصر قاجار

۱۸ دی ماه یادآور قتل فجیع یکی از چهره های درخشان تاریخ ایران؛ میرزا محمدتقی خان امیرکبیر به فرمان شاه مستبد قاجار؛ ناصرالدین شاه است که حدود ۱۸۰ سال پیش در سال ۱۲۳۰ رخ داد.

در طول تاریخ پرفراز و نشیب ایران شاهنشاهی، که معمولاً با ظلم و خودکامگی شاهان و فقر و بدبختی مردم می گذشت، مواردی از تعالی و پیشرفت کشور و آسایش و رفاه مردم نیز دیده می شود که مرهون شخصیّتهای برجسته ای است که توانستند با جلب اعتماد حکمرانان وقت، اداره امور کشور را به دست گرفته و با پیشگیری از دخالتهای ناروای حکّام خودکامه، موفق به اجرای برخی برنامه های سازنده شوند.
دانشمندان بزرگی چون صاحب ابن عُبّاد وزیر دیلمیان ، ابوعلی سینا وزیر آل بویه و سیاستمدارانی چون خواجه نظام الملک وزیر سلجوقیان و میرزا تقی خان امیرکبیر صدراعظم ناصرالدین شاه قاجار نمونه هائی از اینگونه شخصیّتها بشمار می آیند.امّا در این میان امیرکبیر، هم به جهت نزدیکی به زمان ما و هم به جهت نقش برجسته ای که در جلوگیری از بلوای بابیّت و گرفتار شدن کشور در چنبره استعمار مستقیم بیگانه داشته یک استثنا به حساب می آید.

مروري بر زندگي اين شخصيّت برجسته ايراني که از طبقات پائين اجتماع سز برآورده و تلاشهاي زيادي براي استقلال و پيشرفت ايران داشت و در نهايت نيز قرباني دسيسه هاي بيگانگان و ناداني شاه گرديد بسيار عبرت آموز است و بخوبي نشان مي دهد که چگونه استعمارگران، به عنوان مانع اصلي پيشرفت کشور، از دهها سال قبل، با نفوذ در دربار شاهان و قلع و قمع نيروهاي فهيم و کارآمد و رشد دادن افراد ناصالح و بي اراده، زمينه را براي غارت منابع کشور فراهم مي کرده اند.

‏محمدتقي فرزند کربلائي قربان در سال ۱۱۸۶ (حدود ۲۰۰سال پيش)در روستاي هزاوه فراهان اراک به دنيا آمد، او که پدرش آشپز خانواده قائم مقام فراهانی وزیر محمدشاه قاجار بود، با ابراز کاردانی، در تشکیلات قائم مقام ‏ به مقامات بلندی رسید و پس از مرگ محمدشاه قاجار و در حالیکه کشور دچار هرج و مرج و سلطنت مورد هجوم مدعیان قدرتمندی بود با تدبیر و درایت ناصرالدین میرزای ۱۶ ساله را به سلطنت رساند و شاه جوان نیز او را مقام صدراعظمی داد و امیرکبیر نامید.‏ اميرکبير که در آغاز کار با مشکلات فراواني همچون فتنه مدعيان سلطنت، شورش فرقه استعمار ساخته بابيه، خالي بودن خزانه مملکتي، دخالت بيگانگان در امور داخلي کشور ، فقر مادي و معنوي مردم و بسياري از نابسامانيهاي کشوري روبرو بود، با روحيه استکبار ستيزي و وطندوستي که داشت در مدت بسيار کوتاه مسئوليت خود به اقدامات بزرگی همچون ساماندهی ارتش، برقراری امنیت، اعداو علیمحمد باب و فرونشاندن فتنهِ فرقهِ بابیّه، اصلاح امور قضائی و اقتصادی و تأسیس دارالفنون برای جلوگيري از عوارض سوء اعزام دانشجو به کشورهاي غرقه درفساد اروپائي  و مانند آن انجام داد که در صورت ادامه اصولی، می توانست پیشرفت ایران را تضمین کند، امّا افسوس که قتل وی مانع به ثمر نشستن تلاشهای این رادمرد عالم سیاست شد.

موسوی زاده