فجر چهلّم؛ فجري استثنائي!

دهه فجر امسال كه ملّت ايران چهلمين سال تأسيس نظام الهي خود را جشن مي گيرد از آن جهت اهميت بيشتري يافته كه استكبار جهاني، با بستر سازي فتنه گران و منافقين داخلي و خارجي، به گونه اي برنامه ريزي كرده بود كه انقلاب اسلامي چهل سالگي خود را نبيند و بجاي آن بار ديگر بساط سلطه گري امريكا و اذنابش بر ايران پهن شود و اين مطلب را مشاور امنيتي رئيس جمهور امريكا در جمع گروهك منافقين به صراحت اعلام كرده بود و با تجزيه و تحليلهاي صورت گرفته و تداركات فراهم شده نيز توفيق آن قطعي به نظر مي رسيد. امّا اين بار نيز تير دشمنان به سنگ خورد و تحليلهايشان بدليل ناتواني در شناخت مردم ايران و درك انقلاب اسلامي پوچ از آب درآمد.   ‌

از آغاز نهضت ملّت ايران كه به سقوط آخرين شاه و استقرار نظام اسلامي انجاميد،‌ بسياري از نظريه‌پردازان و به اصطلاح صاحب‌نظران غربي، كوشيدند تا با متر و معيارهاي خود علل و عوامل پيدايش و پيروزي اين نهضت را تحليل كرده، راهي براي جلوگيري از پيروزي آن پيدا كنند، امّا در اين كار درماندند، چرا كه تشخيص و تحليل انقلابي ديني و معنوي كه اهداف مادي آن كاملاً تحت الشّعاع اهداف معنوي آن قرار دارد، با معيارهاي جامعه شناسي مادي ممكن نيست.

در ايران منتهي به پيروزي انقلاب كه با جمعيتي حدود ۳۰ ميليون نفر روزانه تا ۶ ميليون بشكه نفت صادر مي شد، و با حكومتي كه با اهداء منابع و ثروتهاي ملي به غارتگران بين المللي، از پشتيباني استكبار غرب و شرق برخوردار بود، پيشرفته ترين جنگ افزارها را در اختيار داشت، با تفرقه افكني امكان اتحاد بين اقوام و اقشار ايراني را برعليه خود از بين برده بود و با سركوبهاي بي‌رحمانه حركتهاي ضد رژيم و توسعه و تقويت سازمان امنيت (ساواك) برعليه مردم جرات هر حركتي را از مردم سلب كرده بود، براساس نظرياتي كه در مورد انقلابها وجود دارد قاعدتاً ملّت ايران نمي توانست از داشتن شرايط لازم براي برپائي قيامي اين چنين عظيم، برخوردار باشد. لذا وقتي در مدتي كمتر از يكسال بيش از ۹۰ درصد مردم ايران از اقوام و اديان و ديدگاه هاي مختلف تحت يك شعار و در زير پرچم يك رهبري، به وعده وعيدهاي شاه براي رسيدن به دروازه تمدن بزرگ پشت پا زدند و با فداكاري‌ها و پايداري‌هاي بي نظير و با دست خالي به مقابله با بزرگترين قدرت منطقه كه از پشتيباني هاي همه جانبه ابرقدرت هاي زمان برخوردار بود بپا خاستند، حتي امريكائيان كه در تمام زواياي حكومتي ايران زمام امور را كاملاً در اختيار داشتند، در تحليل انقلاب اسلامي درماندند و نه تنها از تحليل و پيش بيني انقلاب و پيروزي مردم ايران عاجز شدند بلكه به دليل سردرگمي شديد، علي رغم روش معمولشان، نتوانستند جاي پائي مطمئن براي خود در ايران نگه دارند و بدليل عظمت انقلاب و فداكاريهاي بي‌دريغ مردم براي حفظ آن و با وجود نفوذي‌هاي مزدور و غيرمزدور، به فضل الهي همچون طول چهل سال گذشته نخواهند توانست بر اين نظام مقدّس آسيبي جدّي وارد كنند. ان شاءا… .

موسوی زاده