واقعا مملكت اينقدر بي پول شده كه نمي تواند مشكل گروه ملي ها را حل كند؟

تجمع كارگران كارخانه گروه ملي صنعت فولاد در اهواز گويا تمامي ندارد چون تا به امروز قدم اساسي براي رفع مشكلاتشان برداشته نشده است. اين افراد كه به دليل دريافت نكردن حقوقشان به ستوه آمده اند، روز گذشته چنان راه بنداني در فلكه پل لشكر و اطراف آن ايجاد كردند كه خودروها خاموش شدند و مدتها همانجا ماندند تا راه باز شد.

اي كاش مي شد حقوق و عيدي مديراني كه قاعدتا در برابر اين كارگران مسئوليت دارند، قطع مي شد تا كمي از حال و روز اين بندگان خدا آگاه مي شدند.

به نظر مي رسد كارگران معترض حالا ديگر پيه همه چيز را به تن ماليده اند چون هر روز با شعارهاي بدتر و  صدايي بلندتر خواسته هاي خود را فرياد مي زنند و هر چه از دهانش در مي آيد مي گويند و اين وسط چرا يك استان كه نه بلكه يك دولت از حل مشكل آنها عاجز مانده است. البته شايد متوجه شده اند كه خود كرده را تدبير نيست و اگر يك شركت را به كسي نمي سپردند كه توانايي اداره آن را نداشته باشد، كار به اينجا نمي كشيد.

حالا رئيس سازمان صنعت، معدن و تجارت خوزستان با اشاره به تاكيد وزير صنعت و معدن بر اجراي مصوبات در نظر گرفته شده براي گروه ملي فولاد گفته است: وزير صنعت و معدن اعلام كرده است حتي اگر گروه ملي فولاد ايران نياز به مصوبات هيأت دولت داشته باشد اينكار را انجام خواهم داد تا مشكلات اين كارخانه حل شود.

موضوع اين است كه اين كارگران شب عيد معطل حقوقشان مانده اند و بايد از هر جا شده فعلا مبلغي به آنها پرداخت شود تا كمي از مشكلاتشان حل شود. ما كه كشور فقيري نيستيم و اگر هم به فرض دولت پول ندارد، مي تواند از نهادهاي ثروتمندي كه اقيانوس پول هستند قرض كند و خلاصه كار  نشد ندارد، مگر اينكه عجله اي براي رفع مشكل نداشته باشند.

 

بعد از تعطيلات، دانش آموزان بجاي جواب درسي قصه تحويل معلمان مي دهند

تصميمات دقيقه نودي در مورد مسايلي كه قاطبه مردم با آنها مواجه هستند هميشه براي كشور و جامعه هزينه هاي جبران ناپذيري دارد. همانطور كه پيش از اين هم مطرح كرديم يكي از اين موارد دستورالعمل غيركارشناسي حذف پيك هاي دانش آموزي مدارس است كه فراموشي درسها و دور شدن دانش آموز از دروس را به همراه دارد تا آنجا كه حتي صداي برخي از مسئولان آموزشي را هم در آورده است.

معاون آموزش ابتدايي آموزش و پرورش خوزستان در اين مورد گفته است: تعطيلات نوروزي يك فاصله طولاني در زمان آموزش دانش آموز ايجاد مي كند و پيك هاي نوروزي طي سالهاي گذشته با محوريت مطالب درسي اين مشكل را كاهش مي داد و فرصتي را فراهم مي كرد تا دانش آموز درسهاي خود را مرور كند و ارتباط با مطالب درسي را قطع نكند كه در نتيجه آموزش براي معلمان را پس از تعطيلات تسهيل مي كرد.

نكته ديگر اينكه دستورالعمل وزارت آموزش و پرورش زماني به سازمان هاي متبوعه در سراسر كشور ابلاغ شد كه آنها با صرف وقت محتوي مطالب پيك هاي نوروزي را تهيه و آماده چاپ كرده بودند، در حاليكه اگر زودتر اين تصميم نسنجيده اعلام مي شد، هم زحمت تهيه مطالب كشيده نمي شد، هم براي جبران اين اقدام كه فراموشي درسهاي دانش آموزان را در پي دارد معلمان چاره انديشي مي كردند. در حاليكه حالا بايد پدر و مادرها با احساس مسئوليت در خصوص فرزندان محصل خود، با هزار بدبختي بچه ها را وادار به نوشتن يك ديكته و حل چند مسئله رياضي كنند.

تصورش را بكنيد، دانش آموز بعد از چهارده روز تعطيلي رسمي و چند روز بعد از آن كه يا از سفر برنگشته اند يا خستگي تعطيلات را دارند، به مدرسه مي رود، معلم او را پاي تخته مي برد و درسي از او سوال مي كند و محصل كه گويي حافظه اش پاك شده از پاسخگويي عاجز است. معلم از او سوال مي كند پس تعطيلات چه مي كردي كه نگاهي به كتابهايت نكردي؟ دانش آموز جواب مي دهد: آقا اجازه مگر دستور نداديد كه در تعطيلات درس نخوانيد و فقط قصه ياد بگيريد، حالا اگر دوست داريد برايتان قصه بگويم! به اين ترتيب شايد بهتر بود بجاي آقاي ربيعي وزير كار وزير آموزش و پرورش استيضاح مي شد.

 

چرا استاندار با رفتارهاي متكبرانه زير مجموعه برخورد ‌نمي كند

 

چند روزي است كليپي در فضاي مجازي قرار گرفته كه ضمن آن در محل يادمان شهداي شلمچه يكي از مديران زيرمجموعه استانداري با لحن و ادبيات نامعقولي با كسي كه فكر مي كند با خودروي شاسي بلند به يادمان شهدا آمده، اعتراض مي كند و سوالاتي از او مي پرسد و نحوه پرسش و برخورد طوري است كه موجب فيلم گرفتن و دست به دست شدن ماجرا شده است. اين مدير مسئول به آن شخص تشر مي زند كه تو چند ساله بودي كه در جنگ باشي؟ تو كي اينجا بودي اصلا؟ يا اينكه پرسيده شما چكاره انقلاب هستي؟ رزمنده بودي؟ كجا بودي؟

بدتر اينكه يكي از حاضران كه طلبه بوده وقتي شاهد اين گفت و گو بوده، بجاي آنكه آن مدير را ارشاد و وي را از چنين برخورد قهرآميزي منع كند و فضاي آنجا را تلطيف نمايد، فرد مورد نظر را زير سوال مي برد و مي پرسد: شما ارثتان از انقلاب چقدر است؟

اين ماجرا در حالي بوده كه به گفته شاهدان عيني، ده خودروي شاسي بلند تا درب يادمان شهداي شلمچه رفته بودند و آقاي نجار مديريت بحران كشور هم در اين مورد گفته: من مطلع نيستم و با اتوبوس آمده ام.

اولا كه اگر قرار است خودروها به محلي نروند، بايد موانعي ايجاد شود تا فقط پياده ها قادر به وارد شدن به محوطه باشند. ثانيا حالا كسي يا كساني اشتباه كردند و با خودرو وارد شدند. آيا وظيفه مسئولان حفاظت از يادمان است كه آنها را راهنمايي كنند يا اگر مديري بخواهد قاطي ماجرا شود بايد با زبان لين راهنمايي كند يا كلمات بحران آفريني بر زبان آورد؟ چرا بعضي ها فكر مي كنند حالا كه از تصدق سر مردم منصبي پيدا كرده اند، سر همه را خريده اند و  برخورد  متكبرانه با مردم داشته باشند تاسف اينجاست كه استاندار هم به مديران زيرمجموعه تاكيد نمي كند كه برخورد متكبرانه با مردم نداشته باشند اگر هم گفته و كسي حرفش را گوش نمي  كند چرا با اين سرپيچي ها برخورد نمي كند؟ نكند اينها آنقدر از انقلاب ارث دارند كه كسي جرات ندارد به آنها بگويد بالاي چشمتان ابروست؟

 

 

شهردار رامهرمز استعفا داد

رئيس شوراي شهر رامهرمز گفت: شهردار رامهرمز بعد از ۶ ماه فعاليت استعفاي خود را تقديم شوراي شهر كرد و در جلسه شورا هم با يك مصوبه با استعفاي وي موافقت شد.