مشاور چكاره است كه از طرف مديرحرف بزند؟

رئيس مجلس گفته <مشاوران رئيس جمهوري نبايد در خصوص وضعيت دلار و ارز اظهار نظر كنند> شما را بخدا ببينيد كار ما به كجا كشيده كه رئيس مجلس به رئيس جمهوري بگويد چه بكند، چه نكند كه البته حق با رئيس مجلس است چون درست نيست كه در مورد مساله اي كه بصورت يك مشكل اقتصادي در كشور فراگير شده و اقتصاد ما را در دنيا زير سوال برده، يك مشاور كه در زمان داشتن مسئوليت هاي بزرگ تر از مشاوره، سابقه درخشاني نداشته، حالا بيايد در جهت خلاف آب شنا كند و بگويد افزايش قيمت دلار خوبست و بقيه مطالبي كه كاملا غير كارشناسي بوده و وضع را از آنچه هست بدتر مي كند. ضمنا وقتي دولت سخنگو دارد، مشاور چكاره است كه بيايد مصاحبه كند و به يك موضوع مهم كه نه به او ارتباط دارد، نه از آن اطلاع درستي دارد ورود كند. راه چاره اين است كه مقامات كشوري از رئيس جمهوري گرفته تا وزرا و حتي استانداران جز خودشان و كساني كه اختياري به آنها تفويض شده، اجازه مصاحبه ندهند، چون مواردي پيش آمده كه مثلا مدير روابط عمومي يك دستگاه در مواردي اظهار نظر كرده كه به آنها ربطي ندارد و نشان مي دهد بجاي الزام به ضوابط، به روابط پرداخته است و با اين كار به پرستيژ مديريت دستگاه لطمه وارد كرده است.

خوشبختانه ما، در استان مشاوران عاقلي داريم چون با توجه به كثرت آنها، اگرقرار بود هر روز يكي از آنها از طرف مديريت ارشد استان حرفي بزند، ديگر جايي براي سخنراني مدير اصلي باقي نمي ماند.

 

جلسات متعدد استانداري مديران را از كار و زندگي مي اندازد!

 

بيشتر مديران استان گله دارند كه تعداد بالاي جلسات در استانداري موجب اخلال در برنامه هاي كاري آنها مي شود، اين در حالي است كه در تمام اين جلسات نياز به تمامي مديران نيست. پيشنهاد اين است كه جلسات حتي المقدور در يكي دو روز از هفته گنجانده شوند، آن هم در ساعات غير اداري تا بخاطر شركت مدير در جلسات، امور جاري سازمان يا دستگاه مختل نشود. پر واضح است وقتي يك مدير از صبح تا آخر وقت يك روز كاري در جلسه اي خارج از اداره خود باشد، نه مي تواند به كارهاي روتين و روزمره برسد، نه قادر است ملاقات عمومي يا خصوصي با مراجعين داشته باشد و نه حوصله اي براي انجام ديگر كارها مي ماند. بنابراين بهتر است استانداري براي تغيير اين وضع برنامه درست و درماني داشته باشد.  ‌

 

با آموزش و مديريت كشت محصولات جايگزين، مي توان كشاورزي استان را نجات داد

 

چه بخواهيم، چه نخواهيم، حقيقت انكارناپذيري است كه بخش هاي وسيعي از كشور، دچار خشكسالي است و از هر وسيله و دانشي بايد براي جبران اين وضع استفاده كنيم.

البته پيدايش چنين وضعي ناگهاني نبوده و حتي از قبل از انقلاب هشدار داده شده بود كه در آينده استان با كمبود آب ناشي از خشكسالي مواجه خواهد شد كه قاعدتا بايد پس از انقلاب چنين روزهايي پيش بيني و با هم انديشي فكري براي روز مبادا (كه امروز است) مي شد كه متاسفانه موضوع جدي گرفته نشد، بلكه با در پيش گرفتن سياست هاي غلط مانند لغو مجوز زدن چاه، مشكلات خشكسالي را صد برابر كردند. حالا مائيم و استاني كه هر روز متوليان آب هشدار مي دهند كه ذخاير آب سدها كم شده و جز مصارف شرب نبايد انتظار تامين آب داشته باشيم. از طرفي با وجود حجم بالاي فعاليت كشاورزي، اگر قرار باشد ممنوعيت كشت محصولاتي كه نياز به آب فراوان دارند اجرا شود هزاران كشاورز اين عرصه از كار بيكار مي شوند كه فقط تعطيلي برنج و نيشكر، بيكاري ۳۵۰ هزار نفر را در پي خواهد داشت. پس تكليف چيست؟

پيدا كردن راههاي جايگزين، مسلما به عهده كارشناسان و آگاهان به حوزه مربوطه است، اما راههايي وجود دارد كه مي توان بصورت خام آنها را مطرح كرد تا توسط خبرگان و مسئولان مرتبط با قضاياي آب و كشاورزي و انرژي بررسي و پخته شوند. از جمله اينكه تبديل صنعتي شدن بهره برداري از زمين هايي كه امكان آبياري آنها در شرايط فعلي وجود ندارد، مد نظر قرار گيرد، به گونه اي كه با بحراني شدن نيروگاههاي آبي، بحث توليد برق با استفاده از صنعت برق خورشيدي مطرح شود، چرا كه خوزستان از ظرفيت بالاي انرژي خورشيدي برخوردار است. خورشيدي كه از اولين ساعات بامداد تا غروب، بي دريغ به دشت هاي ما انرژي مي دهد و حيف است از اين ظرفيت بهره برداري نشود.

نكته ديگر اينكه با توجه به ممنوعيت كشت برنج و چغندر در استان ناگزير بايد كشاورزان با كشت محصولاتي كه نياز به آب كم دارند آشنا و در اين مورد به آنها آموزش داده شود. مگر تا كي مي شود وزارت نيرو و عوامل زير مجموعه آن در استان بگويند قادر به تامين آب كشاورزان نيستند، اما اين هشدارها جدي گرفته نشود. البته اين حق ماست كه ببنيم آيا كمبود آب در استان واقعي است يا علاوه بر كاهش باران  نتيجه بي تدبيري در تقسيم عادلانه آب و انتقال آن به استان هاي ديگر است كه در صورت اثبات شق دوم نمي توان به آساني از آن  گذشت، اما بحث ما اين است كه واقع گرا باشيم و با هم انديشي و بررسي دلايل موضوع اقداماتي كه لازم است انجام شود تا به طريق مختلف از بيكار شدن قشر زحمتكش كشاورز جلوگيري شود، باور كنيد اگر در مديريت بحران آب بصيرت داشته باشيم، مي توانيم راههاي پيشگيري از زوال كشاورزي استان را پيدا كنيم.