بحران آب را چقدر جدي گرفته ايم؟

رئيس جمهوري كشورمان در روز دانشجو از اختصاص ۱۰ هزار ميليارد تومان بودجه براي چهار موضوع: آب،‌ فاضلاب، محيط زيست و ريل در سال ۹۶ خبر داد. قطعا اختصاص۱۰ هزار ميليارد تومان براي سر و سامان دادن به بحراني چون آب و محيط زيست در كشوري كه تا به حال ميلياردها تومان براي پروژه‌هاي انتقال آب و حل مشكل بي آبي در مناطق مختلف آن خرج شده مبلغ كلاني به نظر نمي‌رسد اما دست كم حكايت از شدت گرفتن و به صدا در آمدن بحران آب و خشكسالي در ايران دارد.
حال بايد پرسيد ما تا كنون چقدر بحران تغيير اقليم را جدي گرفته ايم؟ آنگونه كه از شواهد و قرائن ‌‌پيداست بسيار كمتر از آنچه شايسته ي موضوع است؛ اگر نگوئيم هيچ! البته كنفرانس ها و گردهمايي هاي بسياري در اين خصوص برگزار شده و بسياري از اساتيد نسبت به خطرات پيش رو هشدارهاي لازم را داده اند.
پرويز كردواني كه به پدر علم كوير‌شناسي ايران معروف است از جمله كارشناساني است كه بارها در مورد <غارت‌شدن آب و تبديل كشور به بياباني بزرگ هشدار داده است.>‌
اما در حوزه ي تصميم گيري نشانه يا علامتي مبني بر اينكه اين هشدارها جدي گرفته شده مشاهده نمي شود.
گويي مسئولين پذيرفته اند كه اميدي به تغيير يا بهبود الگوي مصرف نيست و بايد انرژي خود را صرفا مصروف به سرمايه گذاري براي راه اندازي فناوري هاي شيرين كردن آب دريا و پروژه هاي انتقال آب ميان حوضه اي و… نمود.
وزير نيرو در ابتداي سال اعلام كرده بود اين وزارتخانه مشغول بررسي طرح انتقال آب قابل شرب از حاشيه خليج فارس و درياي عمان به ۱۷ استان فلات مركزي ايران است.
حميد چيت‌چيان همچنين از احداث ۵۰ تاسيسات آب‌شيرين‌كن در طول سواحل جنوبي خليج فارس خبر داده بود.
اما سايه ي نگراني حتي با وجود راه حل هاي اينچنيني بر سر ما باقي خواهد ماند و كماكان مشكل اصلي ما الگوي نادرست مصرف بخصوص در بخش كشاورزي است.ما در اين بخش هنوز از روش‌هاي قديمي استفاده مي‌كنيم.
روش‌هاي جديد نيز براساس برنامه نيستند در نتيجه بسياري از زمين‌هايمان باير شده است. در بخش مصارف آب شرب و مصارف خانگي و شهري نيز نيازمند تغيير ساختار هستيم بطوريكه در شرايط حاضر هيچ تفكيكي ميان آب شرب و مصارف غيرشرب(بهداشتي) وجود ندارد و بدليل نبود تصفيه خانه هاي به روز و سيستم جمع آوري آبهاي سطحي هدررفت بسياري در اين زمينه وجود دارد كه تا كنون برنامه اي براي كاهش يا قطع آن پيش بيني نشده است.
بطور خلاصه مي توان گفت رشد سريع جمعيت و پراكندگي نامناسب آن، كشاورزي ناكارآمد، سوء مديريت و عطش بيش از حد توسعه ناپايدار، ساختار نامناسب حكمراني آب مديريت ناهماهنگ، ضعف سياسي سازمان حفاظت از محيط زيست و فقدان نگرش دراز مدت و فراسازماني از جمله عواملي است كه در صورت رفع ضعف هاي آن مي توان نسبت به از سر گذراندن دوران بحران آبي در ايران و مديريت درست آن اميدوار بود. ‌

رضا پيلواران