مأموريت خائنانهِ جمهوري آذربايجان

در پي سفر اخير نخست وزير رژيم صهيونيستي به جمهوري آذربايجان و امضاء چند سند و يادداشت تفاهم همكاري با اين كشور، كه با اعتراضاتي در داخل ايران روبرو شد، اخيراً رئيس و يكي از نمايندگان مجلس آذربايجان، ضمن رد اعتراض به اين سفر ايران را به نابودي و تجزيه تهديد كرده اند تا ناخودآگاه معلوم كنند كه براي اين كشور تحت سلطهِ امريكا و رژيم صهيونيستي مأموريتي خائنانه در قبال ايران تعريف شده است.
جمهوري آذربايجان را بعد از ايران بايد دومين كشور شيعه جهان از نظر درصد جمعيت به حساب آورد. اين كشور در بخشي از سرزمينهاي قفقاز تأسيس شده كه قبلاً متعلق به ايران بود و پس از شكست ايران در جنگ با روسيه تزاري طي معاهده اي براي مدّتي به آن كشور واگذار شد، اما طي حوادثي اين بخش از قفقاز اشغالي كه ارّان نام داشت مستقل اعلام و با اغراض و هدفهاي سياسي جمهوري آذربايجان ناميده شد.
جمهوري آذربايجان پس از تحمل تهاجمات فرهنگي و عقيدتي ۷۰ ساله كمونيستها كه با دين زدائي و قلع و قمع متفكران و علماي مذهبي و نابودي آثار و نشانه هاي اسلامي همراه بود وقتي با فرو پاشي شوروي توانست آزادي خود را بدست آورد گرفتار ديكتاتوري حيدر علي اف مهره سرشناس سازمان جاسوسي شوروي )k.G.B(‌ و سپس فرزندش الهام علي اف گرديد كه به دليل فقدان پايگاه مردمي خود را به زير چتر حمايتي امريكا و رژيم صهيونيستي كشاندند.
اينك كه از يك طرف، با بيداري اسلامي سياستهاي امريكا در منطقه به چالش كشيده شده و از طرف ديگر طرحهاي اشغال عراق و افغانستان بمنظور محاصره ايران و تسليم جمهوري اسلامي با شكست مواجه شده است بنظر مي رسد كه دولت امريكا و رژيم صهيونستي در روياروئي با ايران اسلامي، بر دولت آذربايجان و ديكتاتور ضد مردمي آن اميدها بسته اند و با وجود علاقه ايران به برقراري ارتباط مسالمت آميز با آن، گويا حكومت ضدّ مردمي آذربايجان بقاء خود را در پناه بردن به دامان استكبار و صهيونيسم تشخيص داده و با ناديده گرفتن علاقمندي ايران به حسن همجواري، ضمن سركوب ملّت خود، كه پس از ايران بزرگترين جمعيت شيعه را تشكيل مي دهند و مقابله با آرمانها و اعتقادات ديني آنان؛ بصورت ممنوعيت برگزاري مراسم ديني، تعطيلي مدارس علوم ديني و تحصيل اين علوم حتّي در خارج كشور، ممنوعيت حجاب بانوان، تخريب مساجد با كمترين بهانه و مانند آن، با گرم كردن روابط خود با رژيم صهيونستي و آزاد كردن فعاليتهاي ضدّايراني در اين كشور و اظهاراتي همانند آنچه در آغاز گفته شدمي كوشد تا آستانهِ تحمّل دولت ايران را در برابر اين رفتارها بسنجد و بعيد نيست كه در صورت بي تفاوتي دولت ايران، اين حكومت ديكتاتوري راه را براي ضربه زدن به منافع كشورمان براساس دستورالعمل اربابانش هموار ببيند. بنابراين لازم است كه در پاسخ به اين گستاخي ها از سوي دولت ايران واكنشي جدي و قاطع نشان داده شود.

موسوي زاده